1
<-> و مكروه است امامت كسى كه مأمومين، كارِهِ او باشند براى امور دنيا.
و مكروه است امامت «اعرابى» براى مهاجرين؛ و مقتضاى اطلاق با حفظ عدالت، اراده ساكنين قُرى و شهرها است؛ لكن مناسبت بين حكم و موضوع اقتضا مىكند، حمل بر كسانى كه تأخّر دينى دارند نسبت به مقدّم بر آنها در تعاليم دينيّه.
و دور نيست كراهت در امامت جاهل در دينيّات، براى عالم، نه براى مماثل با حفظ عدالت، چنانكه گذشت.
و مكروه است امامت متيمّمِ از اصغر يا اكبر، براى متوضّى، يا مغتسِل.
و امّا امامت صاحبان عذر كه بعضى از واجبات، از آنها فوت مىشود براى عذرى، مثل دست بريده يا پا بريده، كه متمكّن از واجباتِ سجود نيستند و امثال اينها، احوط ترك آن است؛ و همچنين ائتمام؛ و همچنين عذرِ در شرايط، مثل فاقد جبيره با صاحب آن، و مسلوس و مستحاضه با غير مماثل از صحيح و طاهر با مناسبت.
و همچنين احوط، ترك اقتدا است با مخالفت اجتهاديّه يا تقليديّه با امام در موارد اختلاف كه ترتيب اثر داده مىشود در نماز، به طورى كه اگر ديگرى آن را به جا نياورد، نماز او فاقد شرط يا واجد مانع، خواهد بود، اگر چه مأموم، قاطع به فساد نماز امام نبود، بلكه ظانّ بود به ظنّ معتبر در حقّ خودش و تابع يا متبوعش.
و همچنين اختلاف در قرائت، بلكه عدم تحمّل، واضح است؛ پس اگر در فروع سابقه، ائتمام جايز باشد در اين جا هم با قرائت مأموم سوره را كه امام از روى عقيده عدم وجوب ترك كرده بخواند و بگوييم جايز و مجزى است، نماز صحيح خواهد <->