1
<-> و قضا و غير اينها.
و مفارقت ناقص، به سلام، از كامل اگر چه در دو حاضر يا دو مسافر باشد، جايز است، و انتظار سلام [ گفتن ] با ديگرى محتمل است جواز آن، بلكه فرمودهاند افضل است، لكن از شبهه، صافى نيست جواز، فضلاً از افضليّت؛ لكن در صورت عدم طول فصل به اشتغالِ به اَذكار و نحو آن، جوازش ظاهر است؛ و در اين تقدير، لازم نيست اقتصار بر سلام، بلكه جايز است انتظار براى تشهد با امام، اگر چه احوط، اقتصار است.
و نشستن امام بعد از نماز خود تا فراغ همه مأمومين از نماز، مستحبّ مؤكّد است.
و ظاهر، كراهت امامت است در صورت كراهت ائتمام. و تقديمِ مسبوقِ به ركعتى يا ازيد، مكروه است از امام و غير. و دور نيست كراهت با عدم حضور اقامه با امام؛ و نماز با تقديم، صحيح است، چنانچه خواهد آمد، ان شاءاللّه.
مكروه است امامت «ابرص» و «مجذوم» و ائتمام به آنها مگر براى مماثل، و اشدّ است كراهت با ظهور اثر برص و جذام در وجه.
و همچنين امامت محدود ـ بعد از توبه و حكم به عدالت او ـ مكروه است؛ و ائتمام به او مكروه است، و براى مماثل، اظهر عدم كراهت است.
و «اغلف» كه مقصّرِ در ترك خِتان باشد، فاسق مىشود بنا بر تحريم ترك، و از اين جهت، اقتداى به او جايز نيست، نه از جهت تنجّس غلفه كه از بواطن است، يا حمل عينِ بول كه در باطن است، و غير مقصّر كه معذور باشد، مكروه است امامت او، و اظهر كراهيّت ائتمام به او است؛ و در اطلاق كراهت براى مماثل، تأمّل است.<->