1
<-> در مقدار چهار ركعت از آخر وقت و ظهر قصرى در آخر زمان امكانش فوت شده به عصيان يا غير آن؛ و امّا عصر، پس تا مقدار يك ركعتش ادا است و مىتواند بقيّه را در خارج وقت سه ركعت با يك ركعت به جا آورد، پس تخيير در ادا حاصل است، پس اظهر تعيين قصر، در قضاى ظهر و تخيير، در قضاى عصر است.
و احوط، عدم استيجارِ صاحبان اعذار است براى قضاى از غير،، و [ نيز احوط ]عدم اكتفا به فعل عذرى آنها است با طروّ عذر در قضاى از غير؛ بلكه عدم اكتفا به تبرّعِ صاحبان عذر از غير، موافق احتياط است در صورت امكان استيجار يا تبرّع مختار، و همچنين قضاى ولىّ ميّت، خصوصاً با رجاى زوال عذر.
و در جهر و اخفات و ستر عورت و حدّ عورت با اختلاف قاضى قضا كننده و مكلّفِ ميّت در ذكوريّت وانوثيّت، اعتبار به حال قضا كننده است، نه [ حالِ ]ميّت كه مكلّف [ به آن ]بوده است.
و احوط براى صاحبانِ عذرِ مرجوّ الزوال، تأخير نمازهاى قضاى خودشان است تا رفع عذر، و مبادرت به قضا نكند مگر در صورت يأس از زوال عذر يا خوف فوت.
اگر فوت شد [ نماز ] در ايّامى كه مقدار آنها معلوم نيست، [ به صورتى كه در ]هر روزِ از آنها، يك فريضه معيّنه يا غير معيّنه [ فوت شده باشد ]، براى هر روز، يك فريضه معيّنه را در صورت اوّل به جا مىآورد؛ و اگر از يك صنف باشد، مثل دو ظهر، قصدِ <->