1
<-> استيناف فريضه، يا اعاده آن است.
و رعايت مىشود مماثلتِ قضا با ادا در قصر و اتمام و جهر و اخفات، پس فوت شده حاضر، تمام است در سفر؛ و فوت شده مسافر، قصر است در حضر.
و جهريّه، جهراً قضا مىشود اگر چه قضا در روز باشد، و اخفاتيّه، اخفاتاً قضا مىشود، اگر چه قضا در شب باشد.
و رعايت نمىشود خصوصيّات عذريّه مثل جلوس و اضطجاع در حال ادا، و بلكه عبرت، به تمكّن است در حال قضا؛ پس با تمكّن از قيام ـ مثلاً ـ در حال قضا، قياماً قضا مىكند فوت شده در حال عدم تمكن را؛ و غير متمكّن، نشسته به جا مىآورد فوت شده در حال تمكّن را با عدم رجاى زوال عذر؛ و احوط تأخير است با رجاى زوال عذر در قضا.
و جارى است حكم ظنّ و شك و سهو، در قضا مثل ادا؛ و استحباب قنوت و اذان و اقامه، به نحوى كه اشاره شده است به آن. و كيفيّت نماز خوف در قضاى آن، در حال امن، رعايت نمىشود، و در كميّت، عبرت به فائت در آخر وقت است، چنانچه گذشت.
در اختلافِ در ابعاضِ وقت از حيث سفر و حضر: پس اگر خوف، مستوعبِ وقت، يا در آخر وقت بود و فوت شد، قضاى آن، قصر است، و اگر آمن بود در مقدار يك ركعت در آخر وقت، مكلّف به تمام بوده و اگر فوت شد، قضاى آن، تمام است بنا بر اظهرِ منسوب به اكثر.
و در تخيير در قضاى فائتِ در اماكنِ تخيير، نظر است، [ و ] منشأ آن، تعيّن قصر است <->