1
<-> موجب آن و سجده سهو به جا مىآورند بدون متابعت، و ترك امام، مجوّز ترك مأموم نمىشود.
«كثير الشك »، اعتنا به شك نمىكند، بلكه بنا بر وقوعِ مشكوك مىگذارد، مگر اين كه وقوع آن، مبطل باشد، پس بنا بر صحيح مىگذارد، و فرقى بين شك در ركعات و افعال نيست؛ و اظهر عدم رخصت است در عمل به مقتضاى شك با وجود كثرت محقّقه، مگر در امور مطلوبه مطلقه، مثل اذكار و قرائت قرآن.
و اظهر عدم انتفاى احكام سهو به معنى غفلت است در خارج نماز، مثل سجود سهو به واسطه كثرت، مثل داخل نماز، مثل بطلان به سهو از ركن و تلافى در غير آن تا ركن ديگر و قضاى در بعض، به خلاف سجده سهوِ مسبّب از شك؛ بلكه مستفاد از ادلّه، اراده شارع ازاله كثرت شك را، به ترك ترتيب اثر بر آن است و كثرت نسيان، ـ؟ مَرَضى است غير مربوط به عمل به لوازم آن و عدمش و تابع بقاى سببش است.
و اگر كثير شد شك در فعلى مخصوص ـ مثل ركوع ركعت اوُلى از فريضه صبح ـ اظهر رعايت خصوصيّات شكِّ كثير در انتفاى حكم شك [ است ]؛ و با انتفاى بعض خصوصيّات، عمل به حكم شكوك مىنمايد؛ و همچنين كثرت شك در تكبيرة الاحرام، رفع حكم شك در ساير تكبيرات نمىكند بنا بر اظهر.
و اگر شك، حكم نداشته باشد ـ مثل شك بعد از محلّ يا بعد از فراغ ـ كثرت آن، اثبات <->