1
<-> كه شك بين دو و سه و چهار كرد، و بعد از نماز، منقلب به شك بين سه و چهار شد، احوط، عملِ شك دوّم است.
و اگر شك بين دو و چهار كرد، و بعد از سلام، منقلب به شك بين دو و سه شد، ضميمه مىنمايد با تمام عملِ شك دو و سه، سجودِ سهو را براى سلام در غير محلّ.
اگر شك بين دو و سه كرد و بنا بر سه گذاشت و قبل از ركوعِ ركعت ديگر شك كرد بين سه بنائى ـ نه واقعى ـ و چهار، منقلب مىشود به شك بين دو و سه و چهار، و عمل آن را انجام مىدهد با سجود سهو براى زيادتيها.
اگر شك كرد بين دو و سه و ركعت چهارم را به جا آورد، بعد يقين كرد كه در حين حدوثِ شك ، سه ركعت به جا نياورده بوده، لكن مردّد بين دو ركعت در آن زمان و يك ركعت بوده، شك او به حسب حال فعلى، بين دو و سه است [ كه ] بايد عمل آن را از حال به جا بياورد.
كسى كه عاجز از قيام باشد و عارض شد براى او يكى از شكوك، ظاهر اين است كه ركعت قيامى على التّعيين، جلوسى مىشود، و جلوسى به حال خود است؛ و قيامىِ على التّخيير، متعيّن مىشود در جلوس كه عِدْل آن است.
و اگر متجدّد شد قدرت، در احتياط، مخيّر است بين [ يك ] ركعت قيامى و دو ركعت جلوسى؛ پس در شك بين دو و سه و شك بين سه و چهار، دو ركعتِ جلوسى، وظيفه او است؛ و در شك بين دو و سه و چهار، چهار ركعت با فاصله جلوسى وظيفه او است، و احوط اعاده نماز است در صورت عجز مستمرّ در صورت اوّل. <->