1
<-> و از موارد عدم اعتنا است، شكِ در حمد در حال اشتغال به سوره، بلكه در آيات و كلمات هر سوره با اشتغال به متأخّر؛ و امّا شك در سجود در حال نهوض قبل از قيام، محلّ احتياط است، و احتمالِ رجوع قائم است، بلكه رجوع، اظهر است در شك در سجود قبل از استواى جلوس و يا قبل از تحقّق قيام؛ و امّا بعد از قيام، پس اعتنا نمىكند، چنانكه اشاره شد.
و شك در ركوع در حال هوىِّ به سجود، پس محلّ احتياط است، و عدم اعتنا در دخولِ در مطلقِ غير، محتمل است اگر چه در خبر، اين دو فرع، به عكس هم محكوم است و احتمال فرق به عدم رجوع، در اين جا قائم است.
و همچنين شك در تحقّق انتصاب از ركوع در حال هوىّ براى سجود، يا در حال جلوس براى سجود، مورد احتياط است.
و شك در نيّت بعد از تحقّق تكبير، اعتنا به آن نمىنمايد.
و شك در تسليم بعد از دخول در مستحبّات بعد از آن مثل تعقيب، يا در منافيات كاشفه از فراغ، مورد اعتنا نيست، و احوط در صورت دوّم فىالجمله، اعاده است.
و همچنين مأموم با بودنِ او به هيئت مُصلّى به انصات قرائت امام و وضع يدين بر فخذين، اعتنا به شك در تكبيرة الاحرام نمىكند، مثل منفرد بعد از دخول در قرائت.
اظهر، جواز احتياط است به تلافى مشكوك بعد از دخول در غير به رجاى مطلوبيّت با عدم محذور ديگر، و اگر منكشف شد عدم حاجت، احوطِ فىالجمله، اعاده نماز است؛ و در صورتى كه آنچه را به جا آورده مثل اذكارِ قربيّه باشد، ضررى ندارد، پس منفىّ، رخصت است نه عزيمت، بنا بر اظهر. <->