1
و وجوب رد سلام، فورىّ است به فوريّت عرفيّه متعارفه نزد عرف در رد تحيّات عرفيّه. و ساقط مىشود، وجوب، به زوال فوريّت اگر چه به عصيان باشد و اعمال مضادّه باطل نمىشود، چنانچه گذشت.
و با سقوط به زوال فوريّت، جايز نيست رد براى مصلّى، و با شك در زوال فوريّت، واجب است رد بر مصلّى و غير آن.
و اگر سلام به يكى از دو نفر مثلاً كرد بدون تعيين، واجب نيست جواب بر هيچ كدام در غير نماز و جايز نيست در نماز.
و جايز است سلام بر نمازگزار اگر چه مثل سلام بر غير نمازگزار تأكّد ندارد، و شايد افضل از آن، تأخير سلام است تا فراغ از نماز.
و امّا قصد رد به قرآن، پس با مماثلت مانعى ندارد، چنانچه گذشت؛ و گرنه مشكل است بـه اعتبار [ اين كه ] كلامِ آدمـى [ است ] بـه حيثيّت رد، اگـر چه قرآن است بـه حيثيّت قصد ديگـر، و حيثيّت كلام آدمى، مبطل است، مگـر آن كه رد به مماثل باشد، چنانچه مذكور شد.
و واجب نيست رد سلامِ اهلِ كتاب اگر چه به مماثل باشد در نماز، بلكه جايز نيست؛ و محتمل، جواز آن در غير نماز با تغييرى به مثل حذف مبتدا يا خبر در «سلام عليك » است؛ بلى اگر مصلحت اقتضا نمايد، تلاوت قرآن در مثل «سلام عليك » يا «سلام عليكم» در حال نماز و غير آن، جايز يا راجح يا واجب است به اختلاف مصالح <->