1
<-> سجده تلاوت است، و همچنين اگر در سجده تلاوت، استماع، يا قرائت كرد.
و احوط عدم اكتفا در صورت تعدّد واجب به تخصيص بعض ازمنه سجده واحده به بعض افراد به نيّت يا جَرّ از موضعى به موضع ديگر به نيّت دوّمى است؛ و اظهر عدم وجوب سجود است بر سامعِ غير مستمع اگر چه احوط است. و اظهر عدم وجوب است در صورت تلفيق قرائت و استماع در خصوص آنچه قرائت يا استماع آن، موجب سجود است، به خلاف سماعِ بعض و استماعِ بعض بنا بر وجوب به سماع. و محلّ نيّت اخطارى، تحقّق سجود است اگر چه به ادامه سجود باشد بنا بر اظهر.
در سجده تلاوتِ واجب و مندوب، تكبير و تشهد و سلام مشروع نيست؛ و براى رفع از سجود، استحباب تكبير ثابت است. و شرط نيست در آن، طهارت از خَبث، و حدَث اصغر و حدَث اكبر حتى حيض بنا بر اقرب، بدون فرق بين واجب و مندوب و سماع و استماع يا قرائت. و حايض، در اين خصوصيّات، مانند غيرحايض است؛ و همچنين استقبالِ قبله شرط نيست، بلكه مستحبّ است؛ و اَوْلى، ترك ايجاد سبب، بدون طهارت است.
و اظهر عدم اعتبار شروط سجده صلاتى است، در سجود تلاوت، غير از محقِّقات عرفيه سجود و غير از نيّت و اباحه مكان به نحو لازم در سجود صلاتى، اگر چه احوط، اعتبار همه است، مانند ستر و عدم علوّ و وضع مساجد سبعه و وضع بر ما يصحّ السّجود عليه و بر طاهر، در حال تمكّن؛ و [ احوط ] تنزّل به ابدال است در صورت عدم تمكّن به نحو سجود صلاتى؛ بلكه وجوب ايما با عدم تمكّن از سجود، احوط، بلكه خالى از وجه نيست؛ و دعاى به مأثور و غير آن، مستحبّ است در سجود تلاوت. <->