1
و لازم است خم شدن در آن، به نحو متعارف تا به حدّى كه هرگاه دستهاى او موافق حال او باشد، برسد به زانوهاى او و احوط[1] رسيدن كف دست او است.
فراموشى ركوع
س . هرگاه كسى ركوع را فراموش كرد و رفت به سجده، پيشانيش به مهر نرسيده متذكّر شد، چه كند؟
ج . برگردد به قيام و برود به ركوع و ذكر ركوع را بگويد و احتياطاً اعاده نماز نمايد.[2]
س . هرگاه به حدّ ركوع خم شد [ و ] فراموش كرد ركوع را و رفت به سجده [ و ]پيشانيش به مهر نرسيده به يادش افتاد، تكليفش چيست؟
ج . اگر به قصد ركوع خم شده و به حدّ ركوع هم رسيده،[3] برگردد قيام بعد از ركوع را [ به جا ] بياورد و آنچه ترك شد از ذكر ركوع و طمأنينه، مضرّ نيست. و اگر به قصد ركوع نبوده، برگردد، قيام متّصل به ركوع را [ به جا ] بياورد با ركوع؛ و على اىّ حال، منحنياً برگشتن لازم نيست، بلكه جايز نيست.[4]
<-> و مكروه است در حال ركوع وضع يَدَيْن زير همه رختها، بلكه در اثناى نماز مطلقا، و قرائت قرآن در حال ركوع، كراهت مناسبه عبادت را دارد.
[1] . استحباباً.
[2] . استحباباً اگر فراموشى، قبل از انحنا باشد؛ و گذشت حكم صورتهاى ديگر.
[3] . و مختصر مكثى را كه با آن صدق ركوع مىكند به جا آورده باشد.
[4] . گذشت كه هر انحنايى، ركوع نيست، بلكه مختصر توقّف، لازم است در آن.
و اگر به قصد ركوع خم شد و در محلِّ ركوع، فراموش كرد و ركوع محقّق نشد، آيا منحنياً برمىگردد به حدّ ركوع و بعد قيام بعد از ركوع را انجام مىدهد و تمام مىنمايد نماز را، يا بر مىگردد به قيام و پس از آن ركوع مىنمايد؟ و تعيين آن در دوّمى گذشت. <->