1
<-> ترك آن در ساير احوال نماز ـ يعنى در غير محلّ معهود از عامّه در مذهب و عمل ـ است.
احوط اعتبار موالات عرفيّه است بين ابعاضِ قرائتِ «حمد» يا «سوره»؛ پس اگر سهواً فوتِ موالات شد به غير آنچه كه مأثور است و مفوّت نيست از ادعيه و تكرير ـ به اين كه سوره ديگرى در ضمن سورهاى خواند ـ و ممكن نيست تدارك موالات، استيناف قرائت آن سوره اوّل مىنمايد؛ و ممكن است در صورتى كه مفوّت، شروع در سوره ديگر باشد، اكتفا به اتمام دوّم نمايد در صورت عدم اخلال به نيّت.
و در صورت عدم تفويتِ آنچه سهواً قرائت كرده، اكتفا به اتمام اوّل مىنمايد؛ و در صورت تعمّد به فصلِ مفوّت، احوط اتمام، يا استيناف قرائت، يا آنچه در آن اخلال موالات شده و اعاده نماز است.
و موالات عرفيّه، حدّ آن مختلف است در كلمه و كلام و آيه و سوره و نماز.
و اگر نيّتِ قطعِ قرائت كرد و سكوت كرد، پس اگر [ آن ] سكوت، مفوّتِ موالات نماز است به واسطه طول آن، اعاده مىكند؛ و همچنين اگر نيّتِ قطع قرائت بدون عود كرد، پس از آن عود نمايد بنا بر احوط.
و اگر سكوت، مفوّتِ موالات قرائت است، فقط استيناف قرائت مىكند؛ و اگر نيست، اتمامِ همان قرائت مىنمايد، و نيّت قطع قرائت، مبطل قرائت نيست در صورتى كه نيّت نماز و ادامه آن باقى است.
و اظهر، عدم فرق در فوت موالات عرفيّه بين اعذار مانعه از وصلِ ابعاض، و غير <->