1
<-> تدارك به قصد نماز ضررى ندارد.
و در توارد نيّتين ـ صلاتى و غير صلاتى ـ در فعلى، [ آن فعل ] محكوم به غير صلاتى و اثرش مىشود؛ و اگر واجب است و به تدارك، زياده مبطله محقّق نمىشود، بايد تدارك شود؛ و همچنين اگر از مستحبّات است و خواست تدارك كند كه زياده در آنها مبطل نيست.
نقل نيّت از نفل به فرض و همچنين از فرض به نفل، جايز نيست، مگر در مواردى، از آن جمله: نقل ظهر روز جمعه به نافله براى كسى كه فراموش كرده سوره «جمعه» را و خوانده است سورهاى را كه عدول از آن به سبب فراغ يا بلوغ نصف (به نحوى كه مذكور خواهد شد در محلّش)، جايز نيست. و همچنين [ است ] نقل نيّت از فريضه حاضره لاحقه به سابقه حاضره با سعه وقت لاحقه. و بعضى از مواردِ جوازِ نقل، در جماعت مذكور مىشود، «إن شاء اللّه تعالى».
و در صورت جوازِ عدول، اظهر جواز ترامى عدول است، مثل عدول از لاحقه به سابقه و از آن به سابقه بر آن.
و اگر عدول كرد به زعم محلّ آن ـ مثل فوت سابقه ـ پس در اثنا، يا بعد از فراغ، معلوم شد عدم فوت سابقه، پس اگر مقصود او امرِ فعلى بوده و در تطبيق اشتباه كرده، صحيح است و گرنه صحيح نيست، مثل نيت عصر در ظهر از روى جهل به مسأله، كه هيچ كدام صحيح نيست، مگر با قصد امر فعلى كه در تطبيق آن، به خيال به جا آوردن ظهر، اشتباه كرده است، لكن در تحقّقِ قصدِ امرِ فعلى در مفروض، تأمّل است. و در هر <->