1
<-> مشرق و مغرب، يعنى يمين و يسارِ مستقبل بود، نماز صحيح است و گرنه اعاده مىنمايد در وقت. و در وجوب قضا، تأمل است اگر در خارج وقت متبيّن شد؛ و اقرب عدم وجوب اعاده است.و لحوقِ ناسى به متحرّى، در حكم مذكور ـ يعنى عدم اعاده در مابين يمين و يسار و عدم قضا در مستدبر ـ خالى از اشكال نيست؛ و احوط ثبوت اعاده و قضا است در ناسى مطلقا.
و اگر در اثناى نماز، مطّلع بر خطأ شد، پس اگر انحراف بين يمين و يسار بوده، به قبله متوجّه مىشود در بقيه نماز و اتمام مىنمايد، و اگر مستدبِر است ـ يعنى بين يمين و يسار نيست ـ قطع و استيناف مىنمايد نماز را.
و اگر در اثناى نماز و بعد از خروج وقت، مطّلعِ بر خطأ و استدبارى كه موجب اعاده در وقت است شد ـ مثل اين كه يك ركعت را در وقت، ادراك كرد و بعد از خروج وقت و قبل از فراغ، مطلع بر خطأ شد ـ احوط اتمام بعد از استقامت و اعاده، يعنى قضاى نماز، است.
و به يك اجتهاد، براى اعمال متعدّده، اكتفا مىنمايد اگر سببِ تجدّد شكى حاصل نشود، و گرنه براى هر عملى، تجديدِ اجتهاد مىنمايد، بلكه در اثناى عمل واحد اگر تجديد موقوف به ابطال نباشد، اجتهاد مىكند. و بر تقدير ظهور خطأ مغتفر به نحو متقدّم، يعنى بين يمين و يسار، مستقيم و منحرف به سوى قبله تشخيص داده شده اخير، مىشود و اتمام مىنمايد و احتياطاً اعاده مىنمايد استحباباً؛ و گرنه احتياطاً اتمام بعد از انحراف و اعاده مىنمايد بر طبق اجتهاد اخير، و همچنين احتياطاً اتمام مىنمايد اگر اجتهاد مبطل باشد؛ و بعد از نماز، اجتهاد و عمل به مقتضاى آن مىكند. <->