1
<-> راست قرار داده است؛ و همچنين آفتاب به ابروى راست در مثل موصِل علامت قبله است، نه مطلقِ عراق.
و از علامت بودن وضع جُدَى، خَلفِ «منكب ايمن» در نصّ و فتوابراى عراقى، اين است كه واجب بر [ شخص ] بعيد، استقبال حسّى است، به آن جهت كه اماره است بر استقبال حقيقى، زيرا استدبار «جُدَى» ـ مثلاً ـ ملازم است با استقبال نقطه فرضيّه در مقابل آن، و نمىشود وحدت استقبال آن در ناحيه عظيمه، مگر در حسّ.
و همچنين استفاده مىشود از روايتِ تفصيلِ بين وضع على اليمين و بين كتفين، اغتفار مابين اين دو براى مساحت عظيمه واقعه بين آن دو مكان متباعد؛ لكن احتياط، در ترك انحراف عمدى است در غير موارد عسر.
و از تطبيقِ علامت بودن قرار دادنِ «آفتاب» به ابروى راست براى «مستقبلِ جنوب» در اواسط عراق مثل «مشاهد مشرَّفه»، مثل «كربلا» ، معلوم مىشود اعتبار در ساير اماكن، زيرا مساوى با مكّه در طول و زايد در عرض، قبله آن، نقطه جنوب است؛ و ناقص در عرض، نقطه شمال؛ و مساوى در عرض و زايد در طول؛ نقطه مغرب؛ و ناقص در طول، نقطه مشرق است، و اگر مكّه زايد شد در طول و عرض، بين مشرق و شمال قبله است. و اگر ناقص شد در هر دو، مابين جنوب و مغرب قبله است. و اگر در طول، زايد و در عرض، ناقص باشد، بين جنوب و مشرق، قبله است. و در عكس، بين دو نقطه مغرب و شمال، قبله است.
و تعيين درجه انحراف، با محاسبه و مقايسه طول و عرض دو بلد، معلوم مىشود.
علايم غير منصوصه
و علايم غير منصوصه كه مذكور در كتب اصحاب است ـ براى عراقى يا شامى مثلاً ـ
<->