1
<-> بعيد، ممكن نيست، نوبت به علامت ديگرى كه فايدهاش بيش است كه «جهتِ عين كعبه» است مىرسد تا به حدّى كه صف مستطيل مستقيماً به نحوى كه از سعه حرم هم اَطول است، جايز است بدون انحراف، چنانچه از ملاحظه دواير متداخله معلوم مىشود؛ پس صف مستطيل مستقيماً، براى بعيد، جايز است با رعايت علامت اگر چه از مساحت حرم،ازيد باشد.
و در «مكّه» جايز نيست، در مقدار متجاوز از محاذات كعبه اگر چه محاذى مسجد باشد به مقتضاى اماريّت مذكوره. و متصوّر است صف مستطيل مستقيم در مكّه ازيد از مساحت مسجد با رعايت محاذات عرفيّه كعبه در خط موقف خودشان كه تشكيل دايرهاى اوسع از دايرهاى كه خطّ مسجد در آن است مىدهد.
و مؤيّد آنچه ذكر شد، محكىّ از «ذكرى» است كه به ازدياد بُعد، ازدياد محاذات مىشود؛ شاهدش اين كه اگر در دايره قريبه صغيره صد نفر در خطّ مستطيل مستقيم باشند، در دايره كبيره بعيده، هزار نفر در صف مستقيم مستطيل اقامت جماعت مىنمايند؛ و اين مقتضاى جمع بين «ادلّه عين» و «ادلّه مسجد و حرم» است كه ملتزم به اماريّت اين دو باشيم براى عين با رعايت شرط اماريّت اوسع از اماره ديگرى بر آن تا زمان امكانِ اين اماره و ملتزم به اماريّت اماره ديگرى از علايم مقررّه براى بعيد بشويم در صورت عدم امكان آن. و فرقى بين دو اماره عرضيّه در صورت وجود هر دو نيست. و آنچه مذكور شد از اماريّت مسجد و حرم براى عين كعبه، ظاهرِ محكىّ از «مقنعه» است.
و بعيد نيست كه باعث تعبير به قبله بودنِ حرم نه اماره بودن، در نصوص و فتاوى، اين باشد كه [ شخصِ ] بعيد، به علامتها تعيين درجه حرم تقريباً مىنمايد نه عين <->