1
<-> است، و بعد از مرتبه دانيه وقتِ نافله هر كدام، راجح ابتداى به فريضه است و و تأخير نافله آن به قصد قربت، چنانچه گذشت.
مرجع رجحان مذكور، اولويت فريضه به اين وقت است، نه قضا بودن نافله؛ پس اگر به جا آورده شود نافله در همان وقت قبل از فريضه يا بعد از آن بدون عذر در تأخير، اقلّ ثواباً مىشود از نافله مقدّمه بر آن وقت، يا مؤخّره از فريضه براى عذرى در تأخير.
و اولويّت فريضه بعد از وقت فضيلت، ثمره ظاهره تعدّدِ وقت، به حسب فضيلت و اِجزا است، وگر نه مقتضاى فضيلتِ مبادرت و مسارعت به خير، افضل بودن ايقاع فريضه در هر وقتِ مقدّم از ايقاع آن در وقت مؤخر از آن است بين دو وقت اختصاصى با مساوات در ضمايم.
وقت نافله مغرب، [ بعد ] از فراغ از به جا آوردن نماز مغرب در اول وقت [ است و امتدادِ ]وقتش، تا ذهاب حمره مغربيّه است. و بعد از فراغ از مغرب و نوافلش، جايز است ايقاع عشا، اگر چه ذهاب حمره نشده باشد، با عذر و بدون آن.
و مستحب، تأخير عشا است تا ذهاب حمره مغربيه، پس اگر تا ذهاب حمره، تلبّس به نافله نكرده، مشغول به فريضه مىشود؛ و اگر يك ركعت نافله به جا آورده مزاحمت تمام چهار ركعت، با فريضه عشا، بىوجه نيست الغاءً للخصوصيّة فىالظُهرين. و در كمتر، اتمام، اولى است در نمازى كه تلبّس به آ ن كرده است.
وقت وتيره نافله عشا، ممتدّ است به امتداد وقت عشا، حتى بنا بر امتدادش تا طلوع، و احوط رعايت عدم انفصالِ غيرِ متعارف از فريضه، و نيز احوط ختم نوافل مقصوده به آن است قبل از خوابيدن.
<_>