1
<-> و اگر تيمّم كرده براى اسباب متعدّده غسل، پس پيدا كرد آبِ يك غسل را فقط، اقرب انتقاض جميع است، زيرا متمكّن از طهارت مائيّه واحده به قصد جميع بوده، پس اعاده مىنمايد نفس مبتدأ را.
اگر جماعتى به آب رسيدند كه كافى براى يكى است فقط، تيمّم هيچكدام منتقض نمىشود، بلى اگر جنب و غير باشد، احوط و افضل، بذل به جنب است، و اگر انجام داده نشد، اعاده لازم نيست.
و اگر آب نباشد مگر در مسجدين، جايز است دخول با تيمّم و اخذ آب براى اغتسال در خارج، بلكه محتمل است وجوب آن.
و اگر ممكن است اغتسال در حال اجتياز، جايز است اغتسال در مسجدين بعد از تيمّم سابق با فوريّت.
و اگر ممكن نيست مگر اغتسال در حوضِ واقع در مسجدين مثلاً، اظهر جواز بلكه وجوب است بعد از تيمّم سابق، در صورت عدم زيادتى زمان لبث براى غسل، بر زمان خروج از اقصر خطوط، مگر آن كه لبث مخصوص، جايز نباشد با تيمّم، مثل تيمم براى طواف مندوب. و در ساير مساجد، دخول و اجتياز، تيمّم لازم ندارد، بلكه لبث، محتاج به تيمّم است، مگر آن كه فرق باشد بين اجتياز و غير آن، مثل مشى در جوانب.
خروجِ وقت، نقضِ تيمّم نمىنمايد، پس باقى است مادام [ كه ] محدث نشود به امور سابقه، يا تمكّن از استعمال آب در مبدل حادث نشود، چه آن كه مطلوبِ بعد از وقت، فريضه باشد يا نافله. <->