1
<-> تمكّن از طهارت مائيّه، پس غسل مىدهند و بعد از تكفين و تحنيط و نماز ـ على الاحوط ـ دفن مىنمايند در صورت مذكوره، اگر چه وجدان، بعد از نماز ميّت باشد.
و اگر در اثناى نماز، متمكّن شد، پس اگر بعد از ركوع ركعتِ اوّل متمكّن بشود، نماز را با تيمّم اتمام مىنمايد؛ و اگر قبل از ركوع، متمكن بشود، اظهر تخيير است بين اتمام و قطع براى وضو يا غسل و استيناف نماز، و احوط و افضل قطع است در صورت مذكوره.
با تيمّمِ مشروع براى هر غايتى، در غايات ديگر مىتواند داخل شود مادام [ كه ]عذر باقى است، و احتياج به تجديد تيمّم ندارد.
[ و ] آيا براى جميع غاياتِ طهارتِ مائيّه از مستحبّه و واجبه و غير اينها، مثل دفع منع از وطى حايض بعد از پاكى بر تقدير منع، يا مسّ كتابت، يا مكث در مساجد، تيمّم براى معذور، مشروع است يا نه؟ مقتضاى اطلاقِ قوىّ ادلّه بدليّت، مشروعيّت است، برخلاف منقول از فخر از والدش ـ قدّسسرّه ـ در جواز تيمّم از حدث اكبر براى طواف يا مسّ كتابت، و آنچه منقول است از «منتهى» در تيمّم جنب يا حايض يا مستحاضه براى صوم با عدم تمكّن از غسل، و از اشكال «ذكرى» در صوم جنب و وطى حايض بعد از انقطاع با عدم تمكن از غسل، با ميل به عدم در «الفيّه» در اوّل؛ و در «دروس» اثبات تيمّم براى دومى؛ و از «فخر» بر منع تيمّم جنب براى دخول مسجدين و لبث مساجد و مس كتابت؛ و الحاق «كشف» به مسّ، قرائت عزائم و وضع در مساجد را،
<->