1
<-> قول به مضايقه و عدم جواز بِدار به فريضه در اوّل وقت، در اين صورت ضعيفتر است.
و فرقى بين نبودن آب در اوّل وقت يا مرض و ساير اعذار نيست.
و كسى كه مىداند در وقت، آب ميّسر نيست و قبل از وقتِ فريضه، آب حاضر است، احتياطاً براى غايتِ ديگر، تطهّر مىنمايد و طهارت را ابقا مىنمايد تا بعد از دخول؛ و همچنين اگر مىداند بعد از دخولِ وقت، نه آب ميسور است نه ما يتمّم به، قبلاً براى غايت ديگرى تيمّم مىنمايد و نقض نمىنمايد تا بعد از دخول وقت، با آن، فريضه را ادا نمايد.
و محدث به اصغر، مىتواند اختياراً محدث به اكبر بشود در صورت علم به فقدان آب با توظيف به تيمّم على كلّ حال.
فاقدالطهورينِ در تمام وقت، اظهر سقوط ادا است [ از او ]؛ و قضا بر او واجب است بنا بر اقوى، مانند ساهى و غافل و نائمِ در تمام وقت.
اگر متمكّن از استعمال آب در وضو يا غُسلى كه مكلّف به آن است، شد، تيمم او منتقض مىشود و بايد نماز را با طهارت مائيّه به جا آورد؛ و اگر بعد از نماز، متمكّن شد، اعاده و قضا ندارد، چنانچه گذشت؛ بلى براى نمازهاى بعدى، تيمّم منتقض مىشود [ و ]بايد براى آنها وضو يا غسل بسازد. پس از اين تمكن تامّ، اگر آب مفقود شد، بايد مجدداً تيمم به جا آورد و نماز بعدى را بخواند.
و اگر متمكّن شد وجداناً و شرعاً و اتمام كرد نماز را، و وضو يا غسل نكرد تا مفقود شد، پس اگر اتمام جايز بود، اظهر انتقاض است نسبت به اعمال متأخره؛ و اگر اتمام، <->