1
طفل رو به قبله باشد هرگاه طفل صاحب روح شده باشد.
<-> پس صورت حادثه، در موارد فرق مىكند و با نظر اهل خبره بايد تشخيص داده شود؛ پس اگر طورى است كه اگر هر دو بمانند هر دو هلاك مىشوند و اگر يكى هلاك شود ديگرى سالم مىماند، متّجه است جواز اتلاف يكى اگر معيّن باشد.
و اين علاج در آخرين وقت انجام داده مىشود.
و اگر غير معيّن باشد، تقديم مادر و زنده بودن او، بىوجه نيست در صورتى كه مسلمه باشد بر ولدى كه اسلام او به تبعيّت است.
و همچنين تقديم طفل محكوم به اسلام بر مادر غير مسلمه، متجّه است.
و جريان تفصيل مذكور در علم در صورت ظنّ يا احتمال مؤثّر در خوف، خالى از وجه نيست كه اگر هر دو بمانند، خوف بر هر دو هست و اگر يكى غير معيّن يا معيّن اتلاف شود، خوف بر ديگرى نيست؛ پس انتظارِ قضا، در وقتى است كه در علم و ظنّ و احتمال موجب خوف، معالجه ـ به جميع اقسامش ـ با تركش مساوى باشند، يا در معالجه، مزيد خوف، يا علم به تعجيلِ مخوف باشد، و ممكن است مراد از تصريح به انتظار، همين صورت باشد.
مسأله: «شهيد» دفن مىشود با جامههاى خود كه پوشيده است در حال شهادت، چه خون اصابت كرده باشد به آنها، يا نه، و درآورده نمىشود مگر آنچه از پوست محض باشد، مانند چكمه به نحو معهود و لباسى كه پوست فقط باشد؛ پس پوستين معهود، درآورده نمىشود، اگر چه اصابت خون به آن نشود بنا بر اظهر.
و اسباب شهادت، حديد يا غير آن باشد، فرق ندارد. و چنانچه تكفين نيست براى [ شهيدِ ]غير مجرّد از ثياب، تغسيل [ نيز ] براى شهيد نيست چنانكه گذشت، بلكه بعد از نمازِ ميّت، دفن مىشود.