1
طفل مؤمن[1] واجب است على المشهور[2] او را پشت به قبله دفن نمايند تا آن كه
[1] . يعنى مُسلم يا مُسلمه.
[2] . بلكه خالى از وجه موافق با احتياط نيست؛ و احوط جريان حكم است در همه اقسام غير مُسلمه و در همه اقسام اولاد اگر چه قبل از احراز وُلوجِ روح در ولد باشد؛ و همچنين احتياط، در گذاشتن زن است به جانب چپ زن در قبر.
و اگر قبله، معلوم نباشد، به ظنّ عمل مىنمايد و اگر مظنون نباشد و تأخير و استعلامْ ممكن نباشد، ساقط است استقبال در موارد دفن و در مورد القاى در دريا كه مقتضاى احتياط، استقبال است.
مسأله: اگر طفل در شكم مادر زندهاش بميرد، اخراج مىشود از طريق ممكن با ملاحظه ارفق به حال زنده حتى اگر منحصر شد به تقطيع. و اخراج از طريق فرج با ادخال دست در آن جايز است. و متصدّى اين علاج بعد از شوهر، زنهاى با مهارت است؛ پس از آن، مردِ با خبره با تقديمِ مَحرم بر غير مىشود.
و اگر زن بميرد و طفل زنده باشد، مىتوانند طرف چپ را بشكافند و طفل را اخراج نمايند و موضع را خياطت نمايند.
و در همه اينها ملاحظه ارفق به حال زنده و اقلّ از جَرْح و لوازم آن به حال ميّت نمايند.
و كفايت استصحاب حيات ولد، خالى از وجهِ مبنى بر تقديم نفس احتمالى بر تمثيل يقينى به ميّت نيست.
و در صورت زنده بودن هر دو و خوف بر هر دو در مفروض از وُلوج روح در جنين، <->
پس صورت حادثه، در موارد فرق مىكند و با نظر اهل خبره بايد تشخيص داده شود؛ پس اگر طورى است كه اگر هر دو بمانند هر دو هلاك مىشوند و اگر يكى هلاك شود ديگرى سالم مىماند، متّجه است جواز اتلاف يكى اگر معيّن باشد.
و اين علاج در آخرين وقت انجام داده مىشود.
و اگر غير معيّن باشد، تقديم مادر و زنده بودن او، بىوجه نيست در صورتى كه مسلمه باشد بر ولدى كه اسلام او به تبعيّت است.
و همچنين تقديم طفل محكوم به اسلام بر مادر غير مسلمه، متجّه است.
و جريان تفصيل مذكور در علم در صورت ظنّ يا احتمال مؤثّر در خوف، خالى از وجه نيست كه اگر هر دو بمانند، خوف بر هر دو هست و اگر يكى غير معيّن يا معيّن اتلاف شود، خوف بر ديگرى نيست؛ پس انتظارِ قضا، در وقتى است كه در علم و ظنّ و احتمال موجب خوف، معالجه ـ به جميع اقسامش ـ با تركش مساوى باشند، يا در معالجه، مزيد خوف، يا علم به تعجيلِ مخوف باشد، و ممكن است مراد از تصريح به انتظار، همين صورت باشد.
نحوه كفن و دفن شهيد
مسأله: «شهيد» دفن مىشود با جامههاى خود كه پوشيده است در حال شهادت، چه خون اصابت كرده باشد به آنها، يا نه، و درآورده نمىشود مگر آنچه از پوست محض باشد، مانند چكمه به نحو معهود و لباسى كه پوست فقط باشد؛ پس پوستين معهود، درآورده نمىشود، اگر چه اصابت خون به آن نشود بنا بر اظهر.
و اسباب شهادت، حديد يا غير آن باشد، فرق ندارد. و چنانچه تكفين نيست براى [ شهيدِ ]غير مجرّد از ثياب، تغسيل [ نيز ] براى شهيد نيست چنانكه گذشت، بلكه بعد از نمازِ ميّت، دفن مىشود.