1
ج . از اصل مال بر مىدارند هرچند مديون باشد، مگر زن كه كفن او بر ذمّه شوهر است هر چند زن مالدار باشد،و احوط اخراج از تركه زن است اگر زايد بر مستثنياتِ دين ندارد.
حنوط
و واجب است بعد از غسل، «حنوط كردن»؛ و آن مسّ[1] نمودن هفت موضع سجود است به كافور؛ و كفايت مىكند در آن، مسمّى. و اين حنوط مخصوص از براى ميّتى است كه[2] مُحرِم نباشد و اگر مُحرِم باشد، بوى خوش ابداً نزديك او نبرند، مگر آن كه بعد از طواف،[3] مرده باشد كه در اين صورت، قول به جوازّ خالی از قوت نیست.
[1] . احوط جمع بين مسح و وضع است.
[2] . و همچنين غُسل با آب كافور.
[3] . اظهر كفايت طواف زيارت است در سقوط اين حكمِ مُحرم.
مسأله: چنانچه از ميّت نجاستى بعد از غسل يا در اثناى آن خارج شود، كافى است شستن آن نجاست، و غُسل يا بعض آن اعاده نمىشود بدون فرق بين انحاى نجاست خبثيّه و حدثيّه.
و اگر خروج نجاست، بعد از تكفين باشد، احوط غَسل بدن و كفن است يا تبديل آن، مادام [ كه ] متعذّر نباشد و در قبر گذاشته نشود، اگر چه عدم وجوب و اكتفاى به قطع كردن نجاست از كفنِ غيرِ ساتر عورت، خالى از وجه نيست.
و اگر بعد از وضع در قبر خارج شود، جايز است اكتفا به بريدن متنجّس از كفن،و جايز است شستن بدن و كفن يا تبديل آن در صورت عدم استلزام محذورى از قبيل هتك ميّت. <->
و در صورت تفاحش نجاست و كثرت مقطوع، بر تقدير قَرْض، يا فقد ساترِ عورت، احوط اكتفا به ممكن از تبديل يا شستن است.
و در صورت عدم امكان هر دو يا تعذّر آنها و دوران امر بين برهنگىِ مذكور، يا باقى گذاشتن نجاست كفن، احوط رعايت اقرب به محافظت بر ميّت است از انهتاك به نجاست خاصّه يا برهنگى مذكور.
بودن كفَن زوجه بر زوج
مسأله: كفن زوجه بر زوجِ موسِر است. و اظهر عدم فرق بين اقسام زوجه است از حيث: آزادى و كنيزى، و ناشزه و غير آن، و دائمه و منقطعه، و صغيره و كبيره، مدخول بها و غيرها، و مجنونه و عاقله، و معتدّه در عده طلاق رجعى، نه بائن و نه محلّله.
و احوط لحوق ساير مصارف تجهيزات است به كفن، از قبيل: سدر و كافور و آب غسل و لوازم واجبه دفن.
و احوط توافق زوج با ورثه زوجه است در صورت يسار زوجه، به مصالحه و رعايت احتمال استحقاق بر زوج و عدم آن ؛ و در صورت عدم تمكّن زوج اصلا يعنى نداشته باشد زايد بر مستثنى براى مُعْسر را حتّى با آنچه از زوجه به او به ارث رسيده باشد، همچنين اگر محجور باشد به سبب افلاس، اظهر اين است كه كفن، از تركه زوجه است.
سقوط كفن با عدم تمكّن زوج حتّى از تركه زوجه، وجهى ندارد؛ و در صورت تمكّن زوج از بعضِ كفن، واجب است مقدور، بر زوج و غير مقدور، از تركه زوجه و محتمل در صورت زايد از مستثنيات بودن است مزاحمتِ وجوبِ كفن با ساير واجبات ماليّة از انفاق و اداى ديون بر زوج. و محتمل است لحوق آن به نفقه عيال در يك شب و روز بنا بر احتياط لزوماً ترك نشود.
و احوط تأخير دفن است تا آخر زمان امكان بدون انهتاك در صورت احتمال تجدّد يسار زوج يا تحصيل تركه زوجه، يا پيدا شدن باذِل، و در صورت لحوق اين امور بر دفن، تأمل است.
و رعايت اشدّ از مرتبه هتك يا احترام، خالى از وجه نيست در نبش قبر و در برهنه بودن ميّت.
و با مرهون بودن مال زوج، وجوب ندارد بنا بر اظهر الا آن مقدارى كه ممكن است تحصيل آن از زايد بر قدر دَين، چنانچه در انفاق واجب است.
و در صورت اقتران موت زوجين، كفن زوجه از مال خودش است نه از مال زوج، به خلاف صورت سبق موت زوجه، كه كفن، از مال زوج است.
و اگر يك كفن بيش ندارد، خودش مقدّم است بر كفن زوجه، مانند ساير ديون در صورتى كه موتش، قبل از دفن زوجه واقع شود.
اگر متبرّعى از مال خود كفن را داد، از زوج ساقط است.
كفن واجب النفقه و عبد
و بر شخص، كفنِ واجب النفقه از اقارب، نيست. و كفن مملوك، بر مالك است در همه اقسام مملوك، و آن كه بعض او محرّر است بر حسب مقدار مملوك، استحقاق كفن بر مالك دارد و همچنين رعايت نسبت در مالكهاى شركا مىشود؛ و در اَمه مزوّجه، تأمل است در استحقاق بر مالك يا زوج، و احتياط در توافق به صلح است.
كفن از اصل مال اخراج مىشود
و كفن شخص، از اصل تركه او مأخوذ است قبل از دين و وصايا و ميراث؛ و همچنين، غير كفن از لوازم تجهيز و محتمل است تقديمش بر حق مرتهن و مجنىّ عليه و غرماى مفلّس؛ و تقديم در اخير، اظهر است؛ [ و ] احوط رعايت مذكور و حق ميّت است.
و اگر [ به ] قدر كفن نگذاشته و واجب التكفين از مال شخصى نيست، وجوب تكفين ساقط است و جايز است برهنه دفن شود، مگر كسى از مسلمانها بذل نمايد. و همچنين، ساير اموالى كه قبل از دفن بايد صرف شود از سدر و كافور و امثال آنها.
و احتياط مناسب از قبيل استرضاى دُيّان و ورثه در غير كفن از واجباتِ تجهيز ترك نشود.
سقوط بعض اجزاى ميت
اگر چيزى از اجزاى ميّت ساقط شود، در كفن او گذاشته مىشود بعد از تغسيل آنچه محتاج به غسل است.
مستحبّات غسل ميّت
در ذكر جملهاى از مستحبّات معروفه غسل ميّت كه احوط آن است كه به رجاى ثواب به جا آورده شوند:
وضو دادن ميّت؛ محل تغسيل، مرتفع و محلّ پاهاى ميّت منحدر باشد؛ رو به قبله گذاشته شود در حال تغسيل مانند محتضر؛ در زير سايه غسل دهند؛ پيراهن او را شكافته و از طرف پاهاى ميّت بيرون آورند؛ ستر عورتين ميّت با عدم ناظر محترم شود؛ انگشتهاى ميّت تليين شود با رفق به او؛ قبل از تغسيل، سر و جسد ميّت را با زعوه سدر بشويند و فرج او را با اشنان؛ و دستهاى ميّت را شستشو دهند سه مرتبه، ابتداى به طرف راست سر، در تغسيل نمايند قبل از طرف چپ سر؛ در هر غسلى هر عضوى را سه مرتبه بشويند؛ مسح نمايند شكم ميّت را قبل از غسل اوّل و دوم با رفق در غير حامل؛ غسل دهنده در طرف راست ميّت بايستد؛ حفيرهاى رو به قبله حفر نمايند براى سرازيرى آب غسل در آن محلّ، بدن ميّت را خشك نمايند بعد از انجام غسل آخر با جامهاى.
مكروهات غسل ميّت
و مكروه است نشاندن ميّت در حال تغسيل؛ و بريدن ناخنها و موهاى ميّت؛ و اين كه در زير پاهاى غسل دهنده او را قرار دهند در حال غسل، و ارسال آب غسل در محل بول و غايط بلكه مطلق بالوعه نجاسات بنا بر احوط.
مستحبّات كفن
در مستحبّات كفن و لواحق آن كه به رجاى ثواب به جا آورده مىشود، اگر چه ثابت است استحباب جملهاى:
[ از آن جمله اين كه ] غسل دهنده قبل از تكفين، غسل نمايد يا وضو بگيرد؛ زياد شود براى مرد، «بُرد يمانى عبرى» و پارچه خامسه براى به هم پيچيدن دو رانِ ميّت كه طول آن سه ذراع و عرض آن يك شبر باشد؛
زياد شود «عمامه» براى مرد كه طولاً تحتالحنك آن از دو طرف سينه گذاشته شود و عرضاً صدق عمامه كند؛ كفن از پنبه و سفيد باشد؛ كفن را با «ذريره» خوشبو نمايند؛
با «تربت حسينيّه»ـ عليهالسلام ـ بنويسند در بالاى كفن، اقرار ميّت را با اسم او به شهادتين؛ و اگر تربت نباشد ادا مىشود مستحبّ با آب غير سياه شده؛ بين اليتين را از مرد و زَن از پيش و عقب بگيرد با پنبهاى كه آن جاها بگذارد، محكم نمايد دو پستان زن را با لفّافه كه پيچيده مىشود بر آنها و بسته مىشود در پشت او؛ عوض عمامه مرد، قناعى براى زن زياد شود كه بپوشاند سر او را؛
مستحب در حنوط
ساييده شود كافور با دست؛ زايد بر كافور كه در مساجد گذاشته مىشود، روى سينه ميّت بگذارند؛ و كافور حنوط از يك درهم و چهار درهم و سيزده در هم و ثلث، مراتب فضل آن است؛
استحباب جريدتين
دو چوب سبز با ميّت گذاشته شود از «سَعف خرما» يا «سدر» يا «بيد» يا هر درخت كه نخشكيده باشد، يكى را از «ترقوه» طرف چپ بين پيراهن و ازار و يكى را از «ترقوه» راست برساند به بدن ميّت.
مكروهات كفن
و مكروه است به نهج مقدّم: تر كردن خيوط كفن با آب دهن؛ و آستين درست كردن براى پيراهن كفن؛ و دكمه كه در پيراهن كفنى باشد به جاى خود نگذارد.
استحباب نيت كمك دهنده غاسل
مستحب است نيّت كسى كه برمىگرداند ميّت را براى ديگرى كه با نيّت مىشويد. و نيّت غاسلِ متّحد، واجب [ است ]؛ و [ غاسلين ] متعدّد، [ به نحو ]مشترك، نيّت مىنمايند. و اگر مترتّب است اعمال آنها و هر كدام عضوى را مىشويند، هر كدام در اوّلِ عمل خود نيّت مىنمايد كه بعض مجموع را به جا مىآورد براى امر خدا.
استحباب ترك بعض امور در كفن
و تكفين در كتّان ننمايند و همچنين در جامه سياه تكفين ننمايند؛ با بوى خوش تجميرِ كفن ننمايند؛ كفن را با غير كافور، و «ذريره» خوشبو ننمايند؛ كتابت را با سياه رنگ ننمايند؛ در كفن در گوش يا چشم ميّت كافور نگذارند؛ كفن را با آهن قطع ننمايند.