1
و همچنين اگر بترسد بر ميّت از غسل دادن به جهت عارضى ـ مثل سوختن يا آبله در او بودن ـ احوط و اقوى اين است كه او را سه تيمّم بدهند، چنانكه گذشت.
و تيمّم را به دست خود[1] عمل آورند نه به دست ميّت؛ و احوط جمع است ميان دست حَىّ و ميّت با امكان.
<->با رعـايت مـذكور در مقدار خليط و در تكميل بـا تيمّم بدل از متعذّر به ترتيب مذكور در سابق.
و اگر فقط خليطِ يك يا دو غسل، متعذّر باشد، احتياط، در غسل با آب خالص است كه به فقدان خليط، ترك آن غُسل نشود؛ پس سه غسل را انجام دهد اگر چه خليط، متعذّر باشد، با ترتيب و تميز در نيّت به نحو مذكور در واجب اختيارى.
و آنچه در متن است از اقوى بودن تثليث، محل تأمّل است، بلى احوط است.
و در صورت وجدانِ خليطِ متعذّرِ قبل از دفن، اعاده شود غسل با رعايت ترتيب در صورت امكان، و يا با به جا آوردن بدل از غير ممكن.
و در جواز نبش براى تداركِ متعذّر، تأمّل است، و عدم جواز در صورت هتك ، متجّه و در غير صورت هتك ، اقرب به احتياط است.
و وجوب غُسل و غَسل به مسّ بعد از غُسل اضطرارى مذكور يا تيمّم بدل از آن، موافق احتياط است، اگر چه عدمش خالى از وجه نيست در غسل اضطرارى در صورت عدم تمكّن از اختيارى تا زمان فعليّت دفن.
[1] . بنا بر اظهر. و احوط در صورت اراده جمع، نشاندن ميّت است و ماندن در پشت سر ميّت و تيمم دادن به دست حىّ، به نحوى كه اگر با دست ميّت انجام بگيرد به همان كيفيّت است با امكان و عدم عسر.و در صورت عدم امكانِ مباشرتِ با دست ميّت يا عسر در آن، معيّن است اكتفا به مباشرت زنده به نحو مذكورِ ممكن، يا غير آن با عدم امكان يا عسر.