1
پس بر هر يك از ايشان يك شتر كفّاره است؛[1] و اگر دخول نكند، بر هيچ يك كفّاره نيست. و هم چنين كفّاره لازم است بر عاقد از براى مُحرم با دخول، هر چند عاقدْ مُحلّ باشد، بلكه بر زن كه مُحلّ باشد هرگاه بداند كه شوهر مُحرم است.
چهارم . استمنا است، يعنى طلب نزول منى به دست يا غير آن هر چند به خيال بوده يا ملاعبه با زن خود يا كسى ديگر.
و بدان كه انزال منى به استمنا، بعضى آن را مفسد حج دانستهاند[2]، مثل جماع كردن، و بعضى همان كفّاره تنها را واجب دانستهاند كه يك شتر بوده باشد.
پنجم . استعمال طيب[3]، يعنى بوهاى خوش، مثل مشك و زعفران و كافور و عود و عنبر، به بوئيدن يا ماليدن بر بدن يا خوردن يا پوشيدن چيزى كه در آن بوى خوش بوده باشد، هرگاه اثر آن باقى است. و اگر محتاج به خوردن يا پوشيدن شود، دماغ خود را بگيرد.
[1]. با علم به حرمت. و هم چنين است تقييد در عاقد مُحل براى مُحرم با دخول. و هم چنين است مرأه مُحرِمه درتقييد، مثل مُحلّهاى كه عالم است بهمُحرم بودن زوج و حرمت ازدواج با مُحرِم. و اقوى حرمت ابديّه است در عقد مُحرم براى خود با علم به حرمت.
[2]. و اين قول احوط است در استمناى به مثل عبث به ذَكَر و نحو آن از محرَّم بر غير مُحرِم، پس ترك نشود احتياط به قضاى حج.
[3]. حكم در غير ادهان طيّبه كه متّخذ براى طيب هستند و غير اربعه كه رابعش مردد بين ورس و عود است و ثلاثهاش مسك و عنبر و زعفران است، مبنى بر احتياط است و محل تأمّل است.