1
ميقات او «جُحْفه» است، (به تقديم جيم بر حاء مهمله).
و بدان كه احوط و اقوى، لزوم تحصيل علم است به اين اماكن. و اگر علم ممكن نباشد، بعيد نيست اكتفاى به ظنّ حاصل از پرسيدن اهل معرفت به اين اماكن.
و كسى كه منزل او نزديكتر از اين مواقيت به مكّه باشد، ميقات او منزل او است. و كسى كه از راهى عبور كند كه به هيچ يك از مواقيت خمسه مذكوره عبور نكند، احوط در حقّ او[1] آن كه احرام ببندد محاذى ميقاتى كه اقرب به سوى او مىباشد، هر چند كه دورتر از ديگرى باشد به مكّه و بعد از آن تجديد احرام كند در موضعى كه محاذى ميقاتى باشد كه نزديكتر است به مكّه از آن ميقات سابق؛ و اگر علم به محاذات، ممكن نباشد، ظاهرا كفايت مظّنه است؛[2] و بعضى گفتهاند احرام مىبندد آن موضعى كه قبل از آن احتمال محاذات ندهد. و احوط از براى اين شخص، مرور بر يكى از مواقيت است و احرام از آن جا.
و بدان كه كسى كه عذرى از براى او از احرام بستن در ميقات خود به سبب فراموشى، يا عذرى ديگر،[3] روى دهد، پس بعد از زوال عذر، اگر ممكن باشد
[1]. و اقوى كفايت احرام اوّل است. و اگر در طريق او محاذات علميّه يا ظنيّه نباشد، احوط ذهاب به سوى ميقاتى يا محاذات آن است؛ و محتمل است جواز احرام از اوّل احتمال و تجديد آن در مقدار اقرب مواقيت به مكّه.
[2]. در صورتى كه موجب اطمينان يا حاصل از سؤال اهل آن محلّ باشد، على الأحوط.
[3]. كه مسوّغ ترك باشد ولو ظاهرا از قبيل مرض و جهل به موضوع بدون تقصير. و ظاهر لحوق جهل به حكم است با عدم تقصير، در آنچه مذكور شد، و بعيد نيست محكوميّت اغماء چنانچه متعقّب به افاقه قبل از حرم يا بعد از دخول آن قبل از فوت حجّ باشد، به حكم مرض از حيث وضع و اجزا.>