1
است تقديمِ طوافِ واجب بر وقوفها در حال اختيار. و جايز نيست براى متمتّع در حج تمتّع تقديم طوافْ بدون عذر، بر رفتن به سوى منى؛ و جايز است با عذرى كه مثل خوف حيض يا كبر سن و عجز باشد. و هم چنين جايز است تقديم طواف نساء با عذر، بر خروج به سوى منى.
و احوط براى حاجّْ در افراد و قران در صورت تقديم طواف مندوب يا واجب بر وقوفها، تجديد تلبيه است بعد از صلاه طواف؛ و در صورت اراده تمتّع در صورت جواز آن از مفرد و قارن، [ نيز احوط ] اتمام ساير اعمال عمره است و تحلّل به تقصير بعد از سعى است. و در صورت احتمال عدم صحّت تمتّعْ از قارن، احوط اتيان به عمره مفرده بعد از حج است و عدم اكتفاء به آنچه سابق بر حج به جا آورده شده است. و هر چه به جا آورد به عنوان احتياط، قصد عمل به وظيفه فعليّه نمايد.
جايز است در حال اختيار، عدول از حج افراد به عمره مفرده براى كسى كه در ابتداءْ تمتّع براى او، جايز و مشروع باشد، مثل آفاقى يا قريب در غير حج واجب. و اظهر اقتصار بر صورت عدمِ قصدِ فسخ است در ابتداى احرام حج؛ و احوط عدم عدول است بعد از تلبيه مسبوقه به طواف به نحو متقدّم.
جواز عدول از حج افرادى به عمره مفرده در حال اختيار، و از عمره مفرده در ماههاى حج به عمره تمتّع، محل تأمّل و احتياط است.
جايز نيست براى قارن، عدول از حج به عمره تمتّع در حال اختيار، و در صورت هلاكِ هدى قبل از مكّه و عدم ابدال، جواز آن محتمل است.
عمره و حج تمتّع، مفترق هستند از افراد و قران: به ارتباط بين حج و عمره و عدم انفكاك بين آنها در تمتّع به خلاف آن دو؛ پس جايز است انفكاك در مندوب و در