1
فصل سوّم
«انفال» مخصوص پيغمبر ـ صلّىاللّهعليهوآله وسلم ـ و امام بعد از او است. و «نفل» ـ به فتح فاء و سكون ـ به معنى «زيادتى» است، به مناسبت زيادتى اين حق بر خمس وصفا، يا به اين اسم، ناميده شده است؛ و آن عبارت است از زمينهاى خاصى:
از آن جمله، زمينى است كه متملّك بشود پيغمبر يا امام آن را بدون مقاتله با اهل آن، اگر چه به مُصالحه اهل آن باشد، چه آنكه جلاء وطن كنند از آنجا، يا آنكه در آنجا باشند [ و ]آنها را تسليم به ولىّ امر مسلمين نمايند.
و [ از آن جمله است ] زمينهاى «موات» در نزد عرف كه از انتفاع افتاده باشند، چه آنكه در ملك مسلمانها آمده بوده و اهلش از بين رفته باشند، يا آنكه در ملك آنها نيامده باشد مثل بيابانها. و اگر مالكِ معروف به غير احيا ـ مثل ارث و خريدن و نحو اينها ـ داشته باشد، اظهر بقاى ملك او است بعد از خراب.
و اراضى «مفتوح العنوه»، اگر احيا نمود مسلمانى آن را با اذن، منافع آن مال او است و بر او است خراج امام؛ و بعد از خرابى آنها احيا كننده بعدى، جاى او مىنشيند و بر او است خراج؛ و بعد از خرابى، از انفال محسوب نمىشوند.
و آنچه از انفال، معمور به غير اذن امام باشد، باقى است در ملك امام.
و معمور در حين فتح، مال مسلمين است و پس از خراب، از ملك ايشان خارج نمىشود.