1
2 . و زايد بر مؤونه از اجرت اعمال، در آن خمس است؛ و هم چنين اجرت منافع اموال، چه اجرت المثل باشد و چه معيّن به عقد اجاره.
و در استفاده به سبب نموّ و ولادت، خمس ثابت است؛ و [ نيز ] در زيادات متّصله آنچه مقصود از آن اكتساب است؛ و [ نيز ] در ارتفاع قيمت سوقيّه با فروختن و قبض ثمن. خمس در زيادتيهاى بر اصلى است كه خمس نداشته، يا مجموع اگر اصل هم خمس داشته بوده.
3 . و خمس ارباح، بعد از صدق فايده است كه متوقّف بر اخراج مؤونه تحصيل ربح و فايده است، و بعد از مؤونه سالِ خود مكلّف و عيال او است، چه واجب النفقه باشند يا نه، چه در مأكل و مشرب و مسكن و مركوب و كتب متناسبه صرف مىشود يا در زيارتها و صدقات و ضيافتها و هديه دادنها به نحوى كه داخل در اسراف و سفاهت نباشد و مناسب شخص با خصوصيّاتش و شؤونش ديده شود.
و هم چنين آنچه ظالم قهراً مىگيرد؛ يا به او اختياراً داده مىشود براى دفع فاسدتر به حسب احتمال عقلائى [ خمس ندارد ]؛ و [ نيز ] واجبات به سبب نذر يا شبه آن يا كفّاره، يا ديونى كه ادا بشوند، و لوازم تزويج خود يا اولاد خود يا ديگرى از فقراى اهل ايمان بر حسب استحباب اعانت ايشان در اين امور خيريه، يا كمك نمودن به ساير امور خيريّه شخصيّه يا اجتماعيّه، با ملاحظه آنچه ذكر شد از عدم معدوديّت در سفه با خصوصيّات و شؤون [ خمس ندارد ].
و هم چنين ملاحظه لائق به شأن در زيور زنان و دختران و خدمتكاران و مصارف معالجه يكى از عايله و مصارف تعزيه و تجهيزات فوت شده از ايشان به نحو متعارف، مىشود.
و هر چيزى كه نوعاً مقتضى صرف مؤونه دارد و مانعى از شرع يا عرف با ملاحظه