1
دارد نسبت به گيرنده زكات مال فقط، بالاضافه به گيرنده زكات فطره و زكات مال.
عبرت در فقر، به عدم ملكِ مؤونه سال براى خود و عيال خود است، كه با اين وصف، مستحقّ زكات مال و فطره مىشود؛ و [ عبرت ] در غِنى ـ كه به آن حرام مىشود گرفتن زكات ـ به مالك بودنِ مؤونه سال است و با اين وصف، زكات فطره واجب مىشود.
و احوط اعتبار «قدرت فعليّه» است بر اداى زكات زايد بر مؤونه سال كه به تدريج استفاده و صرف مىنمايد در غير واجد مؤونه فعلاً، اگر چه با قرضِ خالى از حرج و اجحاف باشد، تا سبب اختلال امور او فعلاً نباشد.
مستحبّ است براى فقير، اخراج فطره؛ و اگر ندارد جز يك فطره، به عنوان فطره مىدهد به بعض عيال خودش و آن هم به ديگرى و هكذا، و آخرى اخراج مىنمايد از خودش به اجنبى؛ و مىتواند تمليك نمايد به نحو هبه به يكى از عيال و آن هم از خودش فطره بدهد به ديگرى از عيال معيل، و آخر عيالْ، به خود معيل برمىگرداند و او اخراج مىنمايد، و وقتى به عنوان فطره به يكى داده مىشود از عيال، كه فقير باشد با آنكه در عيلولت ديگرى است.
و مقتضاى توسّط در غير آخرى، اختصاص به كراهت تملّك از اجنبى (در صورت اخراج به او) به آخرى از كسانى كه منتهى مىشود دَور به او است، كه مكروه است از اجنبى قبول صدقه آن نمايد به اعاده در ملك.
و واجب است زكات فطره را بدهد از خودش و جميع عايله خود از كوچك و بزرگ، و آزاد و مملوك، مسلمان يا نصرانى و مجوسى و مملوك زن، و عاقل و غير عاقل، آنچه در عيلولت و انفاق خارجى او باشد، از واجب النفقه و غيره حتى اگر به وجه غير