1
و در مثل خانه و نخل اگر وصيت به منافع مؤبّده يا موقته باشد، هيچ كدام از موصى له كه مالك منفعت است يا وارث كه مالك عين، اجبار بر سقى يا تعمير نمىشود، نه براى مصلحت مال خود و نه براى مصلحت مال غير، و هيچ كدام ممنوع نمىشود از اصلاح اگر اراده آن را بنمايد.
ورثه مىتوانند تصرف معاملى نمايند در عين رقبهاى كه به منفعت او به نحو توقيت يا تأبيد وصيت شده باشد، به مثل بيع عين يا عتق او، مگر در مواردى كه بيع مسلوب المنافع سفه باشد؛ و حق موصى له محفوظ است در تبادل مالكهاى عين ؛ اگر چه براى مشترى خيار است با جهل به وصيت.
و چون وصيتْ تمليك است، پس ورثه موصى له ، مالك منافع بعد از موت او مىشود، و براى آنها است آنچه براى مورِّث بوده است.
و عينْ در يد موصى له ، امانت مالكيّه است، و تلف آن بدون تفريط، موجب ضمان موصى له نيست.
و التقاط و اصطياد عبد موصى به، موجب تملّك موصى له است، نه وارث كه مالك عين است يا خود عبد در صورت انعتاق او.
وولد جاريه، از منافع مملوكه موصى له نيست؛ به خلاف عقر او كه عوض بضع او است، در موردى كه عوض داشته باشد.