1
موقوف است در واقع به اجازه صحيحه و صحيح است فعلاً در واقع در مورد ثبوت ولايت در واقع.
و اگر اجاره براى مصلحت صبىّ براى بعد از بلوغ او باشد و فوتى باشد آن مصلحت كه فقط قبل از بلوغ، وقت اجاره آن است، اظهر اناطه صحتِ اجاره به اذن حاكم است، و وصى در مدت متأخّره از بلوغ، اجنبى است.
و اگر ولىِّ به وصايت، وفات نمايد بعد از اجاره صحيحه، يا آنكه ولايت منتقل به غير بشود نه بواسطه خيانت در اين اجاره، پس اجاره صحيحه او باطل نمىشود و به منزله موت وكيل است بعد از عقد صحيح. و هم چنين اگر اجاره صحيحه از ناظر وقف براى مدتى بود كه خودش در اثناى آن وفات نمايد، اجاره باطل نمىشود در صورتى كه اجاره براى مصلحت موجودين در حال اجاره و بعد از آن و ولايت ناظر بوده است.
اگر تسلّم نمود اجيرى را براى عمل به اجاره صحيحه، پس اجير وفات نمود به سبب عمل يا غير آن، ضامن نيست مستأجر، در كبير و صغير و آزاد و مملوكدر صورت عدم تسبيب به اتلاف و عدم تفريط در مورد وجوب حفظ و در زمان آن. و فرقى بين موت در مدت اجاره و بعد از آن نيست با تخليه آنچه تخليه آن لازم است، و اگر تخليه نكرده با مطالبه و حبس نمود، ضامن مملوك است به جهت غصب.