1
بلكه حفر از روى زمين در طريق براى عمل سرداب با عدم مطلق ضرر نيز جايز است.
و اظهر عدم تملك شخص است سرداب را، بلكه حكم ما فوق را دارد در محدوديت جواز تصرّف و استحقاق آن مادام [كه] ضررى نيست، مگر آنكه در مباح الاصل فتحِ طريق شده باشد كه اين گونه تصرفات ابتداءً مملّك شخص بوده است؛ و هم چنين بعد از استطراق با عدم ضرر.
و هم چنين غرس در طريق عام، جايز است با عدم اضرار و در وقت عدم آن، نه در وقت آن.
و هم چنين جواز احداث بالوعه براى مصلحت طريق يا مصلحت محدِث كه صاحب خانه در احد طرفين است، منوط به عدم اضرار ـ با خصوصيات آن بالوعه ـ به عابرين است. و هم چنين دفن اموات در اناطه جواز بعدم اضرار.
8 . تراب مأخوذِ از طرق در موقع زيادتى آن بعد از عمل چيزى از آنچه ذكر شد، مشترك است؛ و قابل اختصاص به آخذ است در صورت عدم حاجت طريق و محلى از آن، به آن خاك.