1
ج . اگر افطار نموده باشند پيش از آن، واجب نيست بر ايشان روزه و اگر افطار نكرده، واجب است بر ايشان تمام كردن روزه؛ و اگر حاصل شود عذر ايشان در اثناى روز، پس مريض افطار كند، چه پيش از زوال بوده باشد، چه بعد از زوال.
و اما مسافر، پس اگر خارج شود[1] پيش از ظهر، واجب، افطار نمودن است، چه در شب، نيّت سفر نموده باشد يا نه؛ و اگر خارج شود بعد از زوال، تمام نمايد روزه را؛ و بهتر آن است كه سفر ننمايد پيش از ظهر، مگر در صورتى كه نيّتِ سفر را، در شب نموده باشد، بلكه احوط است[2] و نصِّ معتبر دارد.
س . اگر مردِ پير و زنِ پير عاجز شوند از روزه گرفتن، چه متعذّر باشد بر ايشان چه متعسّر، افطار نمايند يا نه؟
ج . بلى افطار نمايند؛ و همچنين [ است ] حكم كسى كه دردى دارد كه سيراب نمىشود و نمىتواند ترك آب خوردن نمايد در تمام روز؛ ولكن واجب است بر هر يك از اينها
[1] . خواهد آمد ـ ان شاءاللّه ـ كه ميزان خروج قبل از زوال و بعد از آن، از حدّ ترخص است، يا از بلد؛ و وجوب افطار، در صورت استمرار سفر تا ظهر است، به خلاف جواز آن.
[2] . شبههاى نيست در تعيّن افطار در صورت وجود تبييت و خروج قبل از ظهر و در تعيّن صيام در صورت فقد هر دو؛ و اما صورت وجود يكى فقط، پس موردِ تعارضِ روايات است.
و موافق اصحّ روايات معتبره ـ از حيث مجموع سند و دلالت و عمل ـ اعتبار به خروج قبل از ظهر است در تعيّن افطار و به عدم آن در تعيّن صيام، پس احتياط مذكور در متن، بر وجه استحباب است.