1
و اگر نيّتِ اقامت محقّق شد، ضرر نمىرساند به بقاى آن و حكم آن، آنچه ضرر به اقامت خارجيّه نمىرساند.
و آنچه ضرر مىرساند، اگر بعد از نيّت اقامت و [ بعد از ] نماز چهار ركعتىِ تمام بود، اگر چه اقامت باقى نيست، لكن مسافرت شرعيه از محلّ اقامت نشده است. و گذشت كه اقامت عشره، قاطع است؛ پس باقى است بر تمام، تا مسافرت شرعيّه از محلّ اقامت، يا در اياب، محقّق شود.
و اگر قبل از نماز چهار ركعتى بود، لحوق قصد خروج، به منزله عود به قصد سفر است؛ پس اگر ضرب در ارض قبل از نيّت خروج نكرده بود، نيّت اقامت، مضرّ به مسافرت نيست؛ و گرنه تلفيق با قلّت فاصله، خالى از احتياط نيست و احوط جمع است.
و اگر مقيم در مكانى، مُعْظم روز را در محل اقامت باشد و بقيّه را در كمتر از مسافت اگر چه تلفيقيّه باشد، اظهر صدق اقامت روز و ده روز است.
و محل اقامت عشره در مكان واحد و بلد واحد محقّق است، و صحراها و بلاد متّسعه، مقدّر مىشود در آنها بلد متوسط يا حافظ وحدت حقيقيّه ديگرى، نه اسميّه فقط (كه با صدق مسافرت منافات ندارد) اگر باشد. و گذشت كه با صدق اقامت در بلد و امكان تردّد در آن بدون صدق مسافرت، تفاوتى بين بلاد كبيره و غير آنها نيست.
ده روزِ اقامت، عبارت است از: «اوّل فجر روز اوّل تا آخر روز دهم»، [ و ] ليالى متوسطه، داخل [ مىباشند ]، و ليله اُولى و اخيره، خارج است، مگر در صورت تلفيق، كه جبران مىشود بعضِ مفقود از داخل، به بعض مساوى آن از خارج.
و احوط جبرانِ مفقودِ از يوم به مقدار آن، از يوم بعد از عشره است، نه ليله خارج از عشره.