1
كسانى كه در تابستانْ شغل سفرى دارند، نه در زمستان، يا به عكس، اظهر وجوبِ تمام است در زمان عمليّت سفر با تحقّق عنوان عمليّت، مثل «مكارى» و «راننده»، خصوصاً در صورتى كه سنخِ كار، تابستانى يا زمستانى باشد و احوط، جمع است در غير مستمرّ سال.
و اتفاق اكثريّتِ سفر از حضر بدون عمليّت مذكوره، مؤثّر در اتمام نيست، چنانچه احتياجى به اكثريت با عمليّت نيست بدون توسط اقامت ده روزه به نحوى كه خواهد آمد.
و اگر محقّقِ عمليّت سفر، تردّد در كمتر از مسافت بود [ و ] پس از آن، انشاى سفر به مسافت نمود به نحو داخل در عمل و شغل، قصر لازم است، تا آن كه عمليّت سفرِ واجد شروط محقَّق بشود.
واگر تردّد در كمتر از مسافت، عملِ او شد و در يك روز بيش از هشت فرسخ قطع نمود و ذهاب، كمتر از چهار فرسخ بود، لازم است اتمام، اگر معتبر باشد چهار بودن ذهاب.
و كسى كه سفر، عمل او است اگر اقامت نمود در اثنا، در وطن خودش يا در غير وطنش «ده روز»، منقطع مىشود حكم اتمام در سفر، و سفر بعد از اقامت، مثل سفر ابتدايى در اوّل عمليّت او مىشود در آنچه معتبر است در تحقق آن از تعدّد يا طول سفر و عمليّت آن، اگر چه با بنا و قصد ادامه باشد.
و اظهر عدم اعتبار نيّت اقامت عشره، در غير وطن است، در فرض شك كه تردّد در شغل باشد، نه رفض آن و نه عذرى در اقامت عشره با عزم بر بقاى بر شغل؛ و احتياط مناسب خوب است. و تخلّل كمتر از مسافت در اثناى اين اقامت، مضرّ نيست با صدق