1
<-> اتمام ركعت واحده، به عهده مأموم است كه منفرد شده است.
و ادراكِ مأمومْ ركوع امام را در ركعت اوّل مأموم، موجب تحقّق جماعت در ركعت مىشود و اگر ادراك نكرد به عذرى ركوع او را، لكن اقتدا نمود قبل از ركوع امام و بقيّه را خودش به جا آورد، تحقّق ركعت با جماعت به لحاظ تعبّديّتِ متابعت، خالى از اشكال نيست.
و نيّت انفراد در جماعت واجبه كه صحّت آن موقوف بر جماعت است ـ مثل جمعه ـ جايز نيست، بلكه در معادهاى كه واجب نيست، مبطل نماز است بنا بر عدم جواز تبديل امتثال؛ و در منذوره به نحوى كه منطبق نمىشود مگر به آنچه شروع در آن كرده، اظهر عدم بطلان اصل نماز است اگر چه كفّاره لازم مىشود، و همچنين در اوّل نماز اگر قاصدِ نماز باشد نه جماعت، و در منطبق بر غير آن ـ مثل معاده ـ خلاف تكليف به وفا حاصل نشده است.
و نقل مأموم نيّتِ جماعت را بعد از انتهاى نماز امام با امام ديگر يا منفردى، خالى از اشكال است؛ لكن در غير اين مقام ـ مثل نقل از جماعت به انفراد و از انفرادِ بعد از مأموميّت به ائتمام و نقل نيّت ائتمام در اثنا از امامى به امامى اختياراً بدون عذرى اگر چه دوّمى افضل باشد و امام يا منفرد باشد ـ خالى از تأمّل نيست و احوط ترك آن است؛ و دور نيست جواز ائتمام امام به خليفه خود در صورت عزل به جهت فسق و نحو آن.
و در صورت تخلّلِ نيّتِ انفراد در موارد مسلّمه استخلاف، تأمّل است در غير مثل استخلاف بعد از موت امام كه انفراد قهرى در زمان كمى كه در آن مشغول فعل صلاتى <->