1
باشد، چون ظهر يا غير آن، پس نيّت كند اوّل ظهرى كه از او فوت شده، بعد دوّم ظهر، و هكذا.[1]
س . كسى كه نماز قضا دارد، ادا را در اوّل وقت مىتواند بكند يا نه؟
ج . مخيّر است كه هر كدام را كه مىخواهد در اوّل بكند، ولى بهتر[2] مقدّم داشتن قضا است بر ادا اگر وقت فضيلت ادائيّة فوت نشود، خصوصاً هرگاه يك نماز قضا شده، يا مطلق نماز آن روز، چه يكى باشد چه بيشتر.
س . اگر كسى در سفر، نمازش فوت شد و در حضر مىخواهد قضاى آن را اتيان كند و همچنين به عكس آن، [ آيا ] بايد نماز قصر را قصر بخواند و تمام را تمام يا نه؟
ج . بلى اعتبار در قصر و اتمام، در ادا نمودن آن، حال فوت است، يعنى اگر در حضر، نمازش فوت شده، تمام كند قضاى آن را هر چند در سفر باشد.[3]
و اگر كسى در اوّلِ وقت، مسافر باشد و در آخر وقت، حاضر، يا در اوّل وقت حاضر باشد و در آخر وقت، مسافر، اعتبار به حال فوت نماز است.
س . هرگاه مرد، قضاى نمازِ زن را اجير شود، قرائت جهريّه را به جهر بخواند يا اخفات؟
[1] . يعنى مثل صورتى است كه بداند يك ظهر، در جمعه و يك ظهر، در شنبه، فوت شده، و قصد مىكند فائتِ جمعه و شنبه را؛ پس ملحق است به صورت علمِ به سابق و لاحق، زيرا اشاره و تعيين، بدون تكرار، ممكن است.
[2] . و احوط براى خروج از خلاف.
[3] . و اگر در سفر، فوت شده، قصر كند قضا را اگر چه در حضر باشد.