1
<-> و «كفر اصلى» به جميع اقسام آن.
و مسلمانِ معذور به واسطه قصور و نحو آن، و مرتدّ همه اقسام آن اگر چه فطرى باشد بنا بر اظهر، و محكوم به كفر از مخالفين، بر آنها قضا لازم است.
چنانچه مخالف، بر طبق مذهبش يا مذهب حقّ به جا آورد و قربت متمشّى شد، اظهر سقوط قضا است؛ و اگر به جا آورد و در وقت، مستبصر شد، احوط وجوب اعاده آنچه بر خلاف مذهب حقّ به جا آورده است از نماز؛ و بر تقدير ترك، وجوب قضا است. و همچنين قضا لازم نيست بر مخالف اگر مكرّر شد استبصار او بعد از خلاف بنا بر اظهر.
و ثابت است وجوب قضاى نماز در يوميّه ـ غير [ از ] «جمعه» و «عيدين» ـ در غير موارد متقدّمه، مثل فوت شده از نماز از روى عمد، يا سهو و غفلت، يا جهل هر قسم باشد، يا نومِ مستوعبِ وقت اگر چه به سبب اختيارى باشد، يا آنچه باطل به جا آورده شود [ و ]محكوم به اعاده در وقت و قضاى در خارج باشد، به واسطه فقد جزئى يا شرطى به نحو غير مغتفر يا در اركان.
و فاقد الطّهورين، مكلّف به اداى نماز نيست اگر چه به اختيار، مفقود نمايد. و احوط، قضاى نماز است در صورت تمكّن، خصوصاً با اختيارِ فقد، و خصوصاً فقدِ اختيارى بعد از دخول وقت؛ و اما فقد اختيارى بعد از تمكّن در وقتِ واسع و ترك در آ ن مقدار، پس وجوب قضاى در آن، ظاهر است.
و در وجوب قضا با اخلال به جزء يا شرط كه به مقتضاى احتياط و قاعدهاشتغال، لازمالمراعاة است و اعاده ثابت است، در آنها تأمّل است، [ و ] احوط در مطلق صور <->