1
دوّم: سهو در طهارتِ از خبث است، به اين معنى كه عالِم بود به نجاست ثوب يا بدنِ خود و غافل شد از تطهير قبل از شروع در نماز و در اثناى نماز[1] يا بعد متذكّر شد كه بدن يا لباسش نجس بوده، كه نمازش باطل است.[2]
سوّم: سهو در قبله است، پس اگر در اثناى نماز، معلوم شد كه آنچه از نماز ادا نموده پشت به قبله بوده يا اين كه به سوى يمين و يسار بوده، ظاهر اين است كه نمازش باطل است.
چهارم: سهو در مكان است، به اين معنى كه در مكانى شروع به نماز نمودبه اعتقاد اين كه مكان، مباح است، بعد در اثناى نماز مطّلع شد كه مغصوب بوده، بايد نماز را قطع كند اگر ممكن نباشد منتقل شدن به مباح بدون منافى، و استيناف نماز در مكانِ مباح، لازم است، مگر در صورتى كه وقت مضيّق باشد؛ پس آنچه كه از نماز عمل آورده، صحيح است و بقيّه نماز را در حين خروج از آن مكان مغصوب به عمل مىآورد[3] اگر زيادتى تصرّف، به واسطه نماز، بهعمل نيايد.
[1] . يا بعد از نماز و احوط اعاده در وقت و خارج آن است در هر دو صورت.
[2] . بنا بر احوط. و در صورت اوّل، احوط درآوردن جامه نجس و تبديل به طاهر با امكان و اتمام نماز [ است ]؛ و با عدم امكان، اتمام مثل فاقد ساترِ طاهر و اعاده نماز است با وسعت وقت و قضا با ضيق وقت؛ مثل جاهل به موضوع نجاست اگر در اثنا، عالم شود، لكن جاهل، اعاده ندارد اگر به وظيفه خود فيما بعد عمل كند؛ و اصل اتمام با ضيق وقت، لازم است در هر دو قسم.
[3] . و تفصيل آن، در مكان مصلّى گذشت.