1
اين كه فعلى كه محو صورت نمايد، نشود.[1]
و همچنين واجب است در تكبير، موالات ميان كلمات آن؛ و همين حكم در قرائت و اذكار و تسبيحات جارى است نسبت به كلمات و آيات و حروف[2] و با بقاى محلّ، اعاده مىنمايد آيه يا كلمهاى را كه رعايت موالات در آن نكرده، و با فوات محلّ هرگاه ترك موالات از روى عمد بوده، نماز باطل[3] والاّ صحيح است به شرط آن كه موالات در نماز، فوت نشده باشد، يا فوات موالات در جزء ركنى ـ مثل تكبيرة الاحرام ـ نباشد.
يازدهم: «ذكر» است و آن عبارت است از اذكار ركوع و سجود و تسبيحات اربع، چنانچه پيش گذشت.
<-> كه بدون عذر و سهو از پى در پى آوردن ابعاض نماز عرفاً اگر چه ترك آن ماحى نباشد، مسامحه ننمايد.
و اخلال به موالات در كلمه يا آيه از روى سهو يا به عذرى، مبطل نماز نيست در صورتى كه موالات لازمه در اصل نماز، فوت نشود، يا آن كه فوت شود و مبطل نباشد فوت سهوى آن، چنانچه گذشت، بلكه موجب اعاده آن كلمه يا آيه است در صورت عدم تجاوز از محلّ آن، مثل آن كه خود آن كلمه يا آيه را سهواً نخوانده باشد.
[1] . گذشت موالات لازمه و موالات احتياطيّه.
[2] . يعنى كلمه با كلمه ديگر و حرفِ كلمه با حرف ديگر آن و آيهاى با آيه ديگر، و امّا ابعاض يك آيه: پس با حفظ موالات كلمات با هم محفوظ مىشود.
[3] . بنا بر احوط در موالات احتياطيّه.