1
و اخرس گُنگ اگر عاجز از بعضِ واجب در تكبير است از كميّت يا كيفيّت، اتيان به مقدورِ خودش مىكند، و اگر رأساً عاجز از تلفّظ است، تشبّه صورى به تحريك زبان و تعيين مقصود از تكبير به اشاره به انگشت مىنمايد بنا بر احوط.
و مستحبّ است، گفتن هفت تكبير در اوّل نماز، و تكبيرة الاحرام، يكى از آنها است.
و مخيّر است ـ بنا بر اظهر ـ در نيّت افتتاح و احرام به يكى از آن هفت؛ و اگر تعيين نكرد، متعيّن مىشود در آخرى كه تا قبل از آن، تخييرِ در فعل و ترك، و در احرام به آنچه به جا مىآورد و عدم آن، دارد؛ و اگر تعيين كرد در يكى، بقيّه، مستحبّاتِ خارجه يا داخله مىشود؛ پس مقدّمِ بر آن معيّن، منافيات با آنها جايز است و مؤخّر از آن معيّن، منافيات نماز با آن، جايز نيست.
و همه آنچه ذكر شد، در صورتِ سبقِ نيّت نماز، به تمام اجزاى آن است، و گرنه قابل احرام و افتتاح آنچه مقارنِ نيّت يا متأخر از آن است، خواهد بود، و مقارنت در صورت لزومِ اخطار، لازم است، و سبق در صورت كفايت داعى، مجزى است.
اگر تكبيرة الاحرام را دو دفعه عمداً گفت، نمازش باطل مىشود، و اگر سهواً دوّمى را گفت، اظهر عدم بطلان نماز است؛ و اگر نيّتِ افتتاح به دوّمى، مستلزمِ نيّتِ خروج از نمازى كه داخل در آن شده بود به اوّلى باشد و نيّت خروج را مبطل دانستيم ـ چنانچه گذشت ـ انعقاد نماز با دوّمى و تمام آن بعد از خروج از نماز با نيّت مذكوره، اظهر است.
و اگر نيّتِ خروج، مُخرج و مبطل نباشد، بلكه تمام تكبير دوّم، مبطل باشد، صحّت <->