1
<-> باشد از جميع جهات.
و اگر اختياراً بايد ساتر، جامه و مانند آن باشد، مطلقِ رافع تكليفِ نفسى، محقِّق شرط نماز نيست؛ پس كلام متقدّم در ستر و اين كلام، در آنچه با او ستر مىشود، مخصوص است.
و از اين جا معلوم مىشود كه اگر سوراخ جامه، محاذى عورت باشد و با دست جامه را جمع كند كه ساتر، جامه بشود، مانعى ندارد؛ و اگردست حايل از مشاهده باشد، باطل است بنا بر عدم جواز اختياراً؛ و همچنين اگر با دست غير مصلّى بپوشاند، مشكل است بر حسب آنچه كه گذشت.
و حكم انكشاف غير عمدى گذشت. و انكشاف عمدى در اثنا، موجب بطلان، از وقت انكشاف مىشود، نه از اوّل نماز، مگر آن كه از اوّل قاصدِ منافى بوده است.
و چون ممنوعِ نفسى، تقديرى است و ممنوعِ صلاتى، فعلى است، نه عكس، يعنى بعضِ ممنوعِ صلاتى، ممنوع نفسى نيست، پس منع از انكشاف نزد خودِ مصلّى با مستوريّت از غير عرفاً، بىدليل است در صورتى كه تقدير نظرِ غير نشود به سبب ساترى كه جايز است تستّر به آن، نه از آن جهت كه وجه [ روى ]، ساتر غير و مانعِ غير از نظر است با آن كه اطلاق ندارد و گاهى نظر دو نفر ممكن است، بلكه از آن جهت كه ساتريّت عضوِ بدن، مسلّم نيست چنانچه گذشت.
جماعت براى «برهنهها» مستحب است، و چون امن از ناظر نيست، فرادى و جماعتِ ايشان، نشسته خواهد بود. <->