1
اگر مانعى در بعض اعضاى وضو يا غسل، از رسانيدن آب باشد و از جبيره [ هم مانع باشد ]، مىتواند تيمّم نمايد.
و اگر غَسل ما حول آنچه متعذّر است [ و مانع دارد ] ميسور [ مىباشد ] احتياط در جمع بين مائيّه و ترابيّه است در صورت عدم ضرر؛ و ظاهراً مراد «مبسوط» و «خلاف» از احتياط، همين است. و همچنين است احتياطِ به جمع، در صورت استيعاب عذر يك عضو وضو را، و در مقطوعاليد و نحو آن، بلكه [ همچنين ] با تعدّد جروح و قروح كثيره، محتمل است كفايت تيمّم، اگر چه جبيره ممكن باشد با مشقّت شديده، بلكه [ كفايت ]اقرب است.
جايز است تيمّم براى نماز ميّت در صورت فوات آن با طهارت مائيّه؛ و جايز است دخول با آن در مشروط به طهارت، در صورت عدم تخلّل تمكّن از مائيّه بين نماز و بين آن عمل مشروط به طهارت.
و همچنين جايز است ـ بنا بر اظهر ـ تيمّم براى نماز ميّت با تمكّن از استعمال آب در طهارت؛ و جايز نيست دخول با اين قسم تيمّم، در مشروط به طهارت.
و مستحب است تيمّم براى نوم با تعذّر استعمالِ آب در غسل يا وضو؛ و اظهر محكوميّتش به حكم ساير تيمّمات صحيحه مستحبّه است در دخول در ساير غايات با استمرار تعذّر آب براى آنها.
و امّا با وجود آب و تمكّن، پس اظهر استحبابِ آن است براى كسى كه متذّكر شود <->