1
مقطوع اليد، احتياطاً جمع بين مباشرت ممكنه و توليت ممكنه مىنمايد، و همچنين مقطوع اليدين، و يك دست را به زمين مسح مىكند در مباشرتِ اوّل و جبهه را به زمين مسح مىكند در مباشرت دوّم.
و با عدم امكانِ مسح به باطن، تكليف به مسحِ به ظاهر كف است در خصوص آن كف.
و با عدم امكان مباشرت، استنابه واجب است؛ [ كه ] پس از نيّتِ مكلّف، با دستهاى او مسح به جبهه و دو دست مكلّف، از نايب صادر مىشود. و احوط لزوماً، ضمّ نيّت مباشر است ايضاً و اگر ممكن نشد، با دستهاى مباشر ضرب و مسح مىنمايد. و اگر ممكن شد ضرب نه مسح، احتياطاً در ضرب جمع مىنمايد و در عكس احتياطاً در همه جمع مىنمايد، يعنى اگر ضرب و وضع ممكن نشد و مسح ممكن شد، مباشر، ضرب و مسح مىكند و مكلّف احتياطاً بعد از آن مسح مىنمايد.
اگر گوشت زايد در محل مسح باشد، لازم است مسح بر آن.
و اگر متعذّر باشد ضرب و مسح با باطن يك دست فقط، جمع مىكند بين ضرب و مسح با ظاهر متعذّر و باطن غير متعذّر بنا بر اظهر.
و احوط جمع در مسح جبهه است به كيفيّت مذكوره و به باطن دست غير متعذّر المسح ايضاً، و در مسحِ يدين، معلوم است كه با باطن يكى و ظاهر ديگرى است فقط. <->