1
<-> داد، طلب در مختصّاتِ مكان دوّم مىنمايد.
اگر در وقتِ طلب براى نماز صحيح] سالم ] نباشد، يا خوف بر نفس يا مال و دزدى يا ضرر و مشقت غير قابل تحمّل يا تأخّر از قافله باشد، طلب وجوب ندارد.
اگر معصيت كند در ترك طلب تا ضيق وقت آنقدر از طلب كه فعلاً ممكن است بنمايد و نمازِ صحيحِ فعلى را با تيمّم به جا آورد، [ لكن نماز او ] اگر چه عاصى است صحيح است، اگر چه بداند اگر طلب مىكرد پيدا مىكرد، لكن فعلاً وقت ندارد.
با يقين به نبودن آب، نماز را اگر با تيمّم بخواند، بعد كشف خلاف قطع او بشود، اعاده نماز مىنمايد بنا بر احوط.
اگر بعد از نمازِ با تيمّمِ بعد از طلب، كشف وجود آب در بعض اطراف شد، احتياطاً اعاده نماز نمايد، اگر چه عدم وجوب اعاده و قضا، خالى از وجه نيست.
اگر براى نمازى تيمّم نمايد، تا مادام [ كه ] در آن مكان است، براى نمازهاى بعدى طلب ساقط است، مگر تجدّد احتمالى بشود به نحو متقدّم.
اگر بدون طلب، نماز با تيمّم خواند و بعد معلوم شد كه آب نبوده در تقديرِ طلب در امكنه طلب، پس اگر قصد قربت متمشّى شده است ـ مثل آن كه غافل از وجوب طلب بوده ـ نماز او صحيح است. <->