1
هفتاد آيه بيشتر است. و بهتر آن است كه هيچ نخواند تا از اين حالت بيرون رود؛ اگر چه كراهتِ خواندن، كراهتِ عبادتى است نه حقيقى، پس ترك خواندن، نه احوط است و نه اَوْلى.
سوّم: مسّ نمودن غير محلّ كتابت قرآن، مثل حواشى و سفيدى در ميان سطرها.
چهارم: خوابيدن، مگر آن كه وضو بسازد، يا تيمّم بدل از غسل نمايد[1] اگر آب نيابد، يا آن كه نتواند استعمال آن نمايد؛ و افضل براى او تعجيل در غسل است هرگاه بتواند.
پنجم: خضاب نمودن به حنا و غير آن؛ همچنان كه مكروه است جنب نمودن خود را در حال خضاب پيش از تأثير بخشيدن آن.[2]
س . امورى كه مستحب است در حق شخص جنب در وقت غسل بيان فرماييد.
ج . مستحبّات در زمان غسل، چند چيز است:
اول: شستن دستها از مرفق سه دفعه پيش از غسل، يا از ذراع، يا از بند[3] دست، اگر چه همه آنها در صورت عدمِ احتمالِ نجاست، دليل واضحى ندارد.[4]
[1] . متمكّن از اغتسال در زمان خوابيدن، وضو، رافع كراهت نوم او است؛ و غير متمكِّنِ از اغتسال در زمان خوابيدن، تيمّم بدل از غسل، رافع كراهت است براى او. و احوط در رفع كراهتِ خوابيدن براى متمكّن از اغتسال در آن زمان، اقتصار بر وضو؛ و براى غير متمكّن از آن در آن زمان، اقتصار بر تيمّم بدل از غسل است.
[2] . يعنى نهايت تأثير.
[3] . شستن از مرفق، به رجاى عمل به مستحبّ واقعى، مجزى است على اىّ تقدير و احوط است در عمل به اين مستحبّ؛ و استحباب يك دفعه هم بىوجه نيست.
[4] . و لازمِ اين، عدم دليل است بر استحباب در غير صورت اغتراف از قليل؛ و