1
و اگر مبادرت كرد به نحو متعارف، پس اگر ادراك كرد آن را و داراى حيات مستقره نبود ، به حكم مذبوح و پاك است ؛ و اگر داراى حيات مستقره بود و زمان، وسعت ذبح آن را داشت، بايد با ذبح تذكيه شود . و شرح حيات مستقره ( كه آيا به مجرد حركت اطراف حيوان حاصل است يا نه ) خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى .
و اگر رسيد به حيوان بعد از اخذ كلب ارسال شده و وقت ذبح آن را داشت و آلت ذبح نداشت مشكل است اكتفاى به قتل مستند به سبب سابق ( كه اخذ كلب باشد ) در تذكيه .
و اگر زمان، وسعت ذبح را نداشت با آنكه حيات او مستقره باشد و حركت او در نظرها حركت احيا بود نه حركت مذبوح، پس مستند است قتل او به سبب سابق و مانعى از اكل او نيست ؛ و هم چنين اگر قدرى از امتناع او باقى بود و مدافعه از ذبح كرد تا زهاق روح او و نتوانست ذبح نمايد .
و اگر امتناع نداشت و وقت، وسعت داشت براى ذبح، لكن ترك ذبح به اختيار ( بدون عذر يا با عذر ديگرى مثل طلب صيد ديگر يا طلب سكّين يا تيز كردن آن و نحو اينها ) كرد تا وقتى كه زهاق روحش شد، پس غير مذكّى است در بعض فروض ، و مشكل است حكم به تذكيه آن در بعض ديگر .
و اناطه حلّيت مصيد، به ذبح ، مشروط به استقرار حيات است در عرف و به وسعت وقت از براى ذبح به نحو متعارف ، و گرنه حلّيت به همان اصطياد سابق حاصل مىشود .