1
شروط است ، چه واحد باشد چه متعدّد، مثل جماعتى از راميها كه تسميه كرده باشند ، پس اگر احتمال استناد به سبب ديگرى غير محلِّل ( به استقلال يا انضمام ) به سبب غيبت با حيات مستقره يا غير آن باشد پاك و حلال نمىشود . و اطمينان به استناد به محلِّل به منزله علم است .
واگر حيوانى پيدا شد مقتول به سهمى كه در آن بود و رامى معلوم نبود پاك وحلال نيست.
و اگر غيبت كرد بعد از رمى با حيات غير مستقره و اطمينان به استقلال سبب محلِل حاصل نبود و احتمال تأثير سبب ديگرى در تعجيل زهاق روح او داد مشكل است حكم به تذكيه آن ؛ و هم چنين اگر بعد از سبب محلّل و قبل از زهاق روح ، اخراج نمود آنچه در داخل حيوان است و محتمل بود تعجيل به زهاق روح به اين سبب كه به تنهايى محلِل نيست .
و داخل كردن حيوان وحشى در تحت يد ، به هرآلتى از غير حيوان و حيوان ، مانعى ندارد، لكن حلال نمىشود مگر آنكه او را تذكيه نمايد ، يعنى ذبح با شروط كه از آن جمله حيات مستقره است به قدر معتدّ به در مقابل حركت مذبوح .
اگر شبكه اصطياد يعنى اخذ صيد قطع كرد عضوى از حيوان را ، مقطوع ميته است ؛ و اگر ادراك كرد تذكيه آن بعضى را كه در آن سر حيوان است با حيات مستقره و ذبح كرد با شروط حلال مىشود ؛ و اگر تنصيف شده بوده ، نصفى كه در آن سر هست و تذكيه شد با حيات مستقره ، حلال است و نصف ديگر حرام است .