1
دوّم: واجب است شستن دستها از مرفق كه محل اجتماع استخوان بازو و دست است. و محل جمع شدن اين دو استخوان، بايد شسته شود، بلكه لازم است داخل نمودن چيزى از بازو تا يقين به شستن تمام مرفق حاصل شود. و واجب است ابتدا نمودن به شستن مرفق به نحوى كه در ابتداى شستنِ روى، ذكر شد.
و همچنين لازم است بعد از شروع نمودن از بالاى مرفقها، اين كه سرازير بشويد، و هرگاه عكس[1] نمايد، وضو باطل است.
و كسى كه بعضى از دست او را بريده باشند، اكتفا مىنمايد به آنچه كه باقى مانده[2] از آن؛ و هرگاه از مرفق بريده باشند كه چيزى از آن باقى نمانده باشد حتى طرف استخوان بازو كه مجتمع است به اطرافِ استخوانِ دست كه مجمعِ مرفق است، اكتفا مىنمايد به شستن ساير اعضا؛ و بهتر آن است تمام بازو را، به جاى دست بشويد.
و كسى كه در زير مرفق او، دست ديگرى باشد، يا آن كه زياده بر خلقت اصليّه، انگشت داشته باشد، يا آن كه گوشت زايدى بر دست او روييده باشد، همه را مىشويد.[3] و احوط شستن موى دستها است.
[1] . و حفظ ترتيب از مرفق تا سرهاى انگشتان، لازم است على الاحوط.
[2] . هرگاه از مرفق كه مجمع دو استخوان است به پايين بريده باشند. و اگر فقط استخوان ذراع را قطع كردهاند، شسته مىشود طرف بازو كه در حالِ اتّصال، از مرفق بود و آنچه در آخر بازو ظاهر شده است به سبب بريدن.
[3] . مطلقا اگر چه زايد، غير تابع باشد عرفاً على الاحوط.