1
س . موجبات و مبطلات وضو چند چيز است؟
ج . دوازده چيز است: اوّل: بول. دوّم : غايط. سوّم:[1] ريح چه با صدا باشد يا بىصدا؛ پس ضرر ندارد بادى كه از فرج[2] زنان بيرون بيايد. چهارم: خواب كه غالب شود بر چشم و گوش. پنجم: ديوانگى. ششم: بيهوشى. هفتم: مستى. هشتم: رطوبت مشتبه كه بيرون[3] بيايد از حشفه در حال استبرا نمودن از بول يا پيش از آن، چه فاصله در ميان بول و رطوبت باشد يا نه. نهم: استحاضه، خواه قليله باشد يا كثيره يا متوسّطه. دهم: حيض. يازدهم: نفاس. دوازدهم: مسّ ميّت على الاحوط؛[4] و امّا جنابت اگر چه ناقض و
[1] . و معتبر است در ناقضيّت اين سه، خروج از موضع معتاد، اگر چه بالعارض باشد؛ ولكن اظهر، اعتبار به صدق عرفىِ اسامى معروفه امور ثلاثه است در خارج از موضع طبيعى و غير آن با اعتياد و بدون آن؛ پس با شك در تحقّقِ مفهوم عرفى، حكم به انتقاض نمىشود؛ و با علم به تحقّق، منتقض مىشود وضو بدون هيچ قيد در هر دو صورت.
[2] . مگر با علم به صدق اسم، چنانكه گذشت.
[3] . يعنى محتمل البوليّه اگر چه در بعض خارج باشد، به حكم بول است؛ و امّا اگر معلوم باشد كه مذى است مثلاً، پس منشأ احتمال بوليّتِ بعض آن، اگر خصوصيّتِ مورد باشد، پس چنان است كه ذكر شد قبل از تمام استبرا؛ و اگر عامّ باشد در هر مذى خارج مثلاً، پس اظهر، عدم اعتنا به آن است در تحقّق ناقض؛ و همچنين است خارج بعد از خروج منى و قبل از استبرا در نقض غسل جنابت.
[4] . يعنى متوضّى اگر مسّ نمود، اعاده وضو نمايد بعد از غَسلِ عضوِ ماسِّ با رطوبت احتياطاً. و غير متوضّى اگر مسّ نمود، ضميمه نمايد با غُسل، وضو را بنا بر عدم اجزاى اين غسل از وضو، پس بنا بر اجزا، مطلقا احتياج به وضو ندارد؛ و بنا بر عدم اِجزا، ناقض بودنِ مسّ، وضو را، مبنىّ بر احتياط است.